❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها راکم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است… پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میگن هیچ عشقی تو دنیا مثل عشق اولی نیست میگذره یه عمری اما از خیالت رفتنی نیست داغ عشق هیچکی مثل اون که پس میزنتت نیست چه بده تنهاشی وقتی هیچ کسی هم قدمت نیست چقده سخت بدونی اون که میخوایش نمیمونه که دلش یه جای دیگس و همه وجودش مال اونه چه بده برای اونکه جون میدی غریبه باشی بگی میخوام با تو باشم بگه میخوام که نباشی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چرا هیچکس او را دوست ندارد مگر او چه گناهی کرده که تنها شده جرم تنهایی چیست که هیچکس او را نمیخواهد دیشب تنهایی از اتاقم گذشت دنبالش دویدم ولی او رفته بود تنهای تنها نیمه شب او را مرده کنار حوض خانه پیدا کردم از گریه، چشمانش قرمز بود برایش گریستم، آخر او از تنهایی مرده بود، تنهایی مرد و من تنهاتر شدم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آهای....آسمان میباری و این بارش تو مرحم همست اما کسی نمی فهمه غمهایت است.آسمان رو من نبار من خودم پره غم هستم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ساده آغاز کردم با دلت و صداقت دلم را فرش زیر پایت ساختم...احساسم را مثل دو شانه ای برای آرامش تو بنا کردم و دستان نحیفم را پناه دستانه تو ساختم...این همه را میدادم تا عشق تو و دلت و آن چشمان رویاییت را داشته باشم....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یعنی واقعا بدم؟ یعنی اینقدر حال بهم زنم؟ یعنی عشق بین ما الکی بوده؟ یعنی حرفای بینمون الکی بود؟.............نه...نه....خدا این فکرا رو بریز از سرم بیرون. تا کی التماست کنم که برگردی ها؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لحظه نبودن نیستن ها ، اگر منت می نهی بر کلام من ، با حترام سلامت می گویم و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هدیه می دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.