❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضي حرفا رو نمي شه گفت،بايد خورد!! ولي بعضي حرفارو،نه ميشه گفت،نه مي شه خورد! مي مونه سردل! ميشه دلتنگي! ميشه بغض! ... ميشه سكوت! ميشه همون وقتايي كه خودتم نمي دوني چه مرگته
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
غرورت رو واسه کسی که دوستش داری بشکن ولی دل کسی رو که دوستش داری به خاطر غرورت نشکن !
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر چه عاشقی پر شور بودیم به خود نزدیک و از هم دور بودیم شب و روز از جدایی میسرودیم من و تو وصلهای ناجور بودیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک جایی یک غریبه می شود همان اتفاق ناخوانده زندگیت که سالها به آرزویش نشسته بودی...... اما او فاتحه کل زندگیت را یک جا میخواند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چنان تشنه ی بودن توام که شنیدن هر لحظه صدای تو هم سیرابم نمیکنه !! نمیتونم به واژه ای پناه ببرم برای این همه آشفتگی !! من مجنون قصه های شبونه ام … اونجا که یکی بود به یکی نبود میرسه … منو فریاد کن … . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . گاهی وقتها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست ! اما …. نمیدانم چه حکمتیست که آدمی همیشه اینجور وقتها میشنود : به جهنم … !!! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پلکهای مرطوب مرا باور کن این باران نیست که میبارد صدای خسته ی من است که از چشمانم بیرون می ریزند . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . من از تمام آسمـــان یک بــــاران را میخواهم و از تمــــام زمین یک خیابان را … و از تمام تو یک دست ڪه قفــــل شده در دست مـن.. . . . .