❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پارسال با او زير باران راه ميرفتم... امسال راه رفتن او را با ديگري در زير باران اشكهايم ديدم... شايد باران پارسال هم اشكهاى ديگرى بود!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بيزارم از اين كه اسم هرزگى هايت را آزادى و اسم نگرانى هايم را گير ميگذارى و براى بى تفاوتى هايت اعتماد را بهانه مى آورى.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خط زدن بر من پایان من نیست آغاز بی لیاقتی توست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در کشور ما شاهی بود برای سرگرمی خود بازیی ساخت که دو نفر بر روی ترازو بروند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود، که از بخت بدم من و یارم روبروی هم افتادیم من برای اینکه یارم زنده بماند ۱۰ روز غذا نخوردم روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم به پاهای خود وزنه وصل کرده بود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من که به هيــــــچ دردی نميخورم... . اين دردها هستند که چپ و راست به من ميخورند..!!