❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عجیبه که همهی موجودای زنده بعد از مرگشون فاسد میشن ، ولی بعضی آدما قبل از مرگشون.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باد با چراغ خاموش کاری ندارد اگر در سختی هستی , بدان که روشنی . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنچه انسان را غرق می کند، در آب افتادن نیست ، بلکه زیر آب ماندن است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بزرگ شدیم و از دنیای پلاستیکی ها جون به در بردیم .. ولی هنوز هم ... بله با یه معضل بزرگ پلاستیکی روبرو هستیم ... دوست پلاستیکی باید چه کسی رو ببینیم و باید کجا بریم یه دوست واقعی داشته باشیم ... خسته شدم از این دوست پلاستیکی ها یعنی سال به سال دریغ از پارسال ... رفیق 10 سال پیش از رفیق 5 سال پیش بهتره و رفیق دوسال پیش از رفیق امسالی ات و .... اصلا دوست خوب داره منقرض میشه ... داره از بین میره ... زیستگاهش کجاست ؟ یه بار یه صاحبدل عاشق این سوال رو پرسید ... خانه دوست کجاست ... سهراب رو میگم حتی در موردش شعری هم گفت ... شعرش رو با اشتیاق تا آخر خوندم تا به جواب این سوال مهم برسم و خوشحال بودم ولی افسوس رهگذر هم نمیدونست، فقط گفت برو از یه کودک که در فلان جاست بپرس ... سهراب عزیز ... سوال سختی پرسیده بودی آخه شما آدرس دوست واقعی رو می خواستی آگه همون اول می پرسیدی خونه دوست پلاستیکی کجاست ... رهگذر دستت رو میگرفت می برد پیششون ... لال شم اگه دروغ بگم ... دلم از دوست پلاستیکی ها گرفته ... سهراب عزیز دنیا پر شده از دوست پلاستیکی [ باور نداری سر بچرخون ]
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نوستالژی : فرزندانمان هرگز رابطه این دو باهم را نخواهند فهمید ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش بتوانیم آن صیاد خوش قلبی باشیم که با تور محبت بهترین ها را صید می کند : قلب ها را
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
عشق یعنی باافق یک دل شدن یالباسی ازشقایق دوختن عشق یعنی باوجود خستگی برسرپروانه دل سوختن عشق یعنی داستان ناتمام عشق یعنی کلمه ای بی انتها عشق یعنی گفتن از احساس موج درکنارحسرت پروانه ها عشق یعنی اه سرخ لاله ها عشق یعنی حرف پنهان درنگاه عشق یعنی ترجمان یک نفس عمق سایه روشن دشت پگاه عشق یعنی قصه یک ارزو عشق یعنی ابتدای یک غروب عشق یعنی تکه ای از اسمان عشق یعنی وصف ریک انسان خوب
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
برای انسانهای بزرگ بن بست وجود ندارد. چون بر این باورند که: یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انسان بودن یعنی این که وقتی با کسی مشتاقانه کوهی رو بالا رفتی اما رو قله حس کردی که ازش بی نیاز شدی یادت نره که اون پایین چقدر بهش نیاز داشتی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک شب از عمرم صفحاتی خواندم ، چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود ، همه تکرار تمنای تو بود . . .