❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در بیکران زندگی دو چیز افسون می کند آبی آسمان که می بینم و می دانم که نیست وبیکران عشق که نمی بینم و میدانم که هست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
طلوع تازه ای در باورم بود هوای دیدن تو در سرم بود غروبی سرد در من پنجه انداخت رفیق سوگ من چشم ترم بود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کاش قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشان کاش برگهای آخر تقويم عشق حرفي از يک روز بارانی نداشت کاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قربانی نداشت
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هیچکس از من نمی پرسد، بعد از این همه ترانه بی چراغ چشمهایت به تاریکی عادت کرده اند؟ همه آمدند، خواندند، سر تکان دادند و رفتند!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اين بود خلاصه دوست داشتن های من
مسابقه ای بی غل و غش
برای رسیدن به آنچه که آنها داشتند
و آنچه که شايد من داشتم
اما با دلتنگی ها چه باید کرد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
لعن تاریخ......... دنیاگذرگاهی است میان آنچه که اندیشیده ایم وآنچه کرده ایم دریغ که اندیشه هابیش ازکرده هاست این لعن تاریخ است برانسانی که خواست امانشد........
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بگو در دلت را به من، كه سكوت شبانه مرا ديوانه كرده است. بگو درد دلت را به من، كه آسمان بي ستاره مرا دلتنگ كرده است. بگو درد دلت را به من، كه شبهاي بي مهتاب مرا غمگين كرده است. بگو درد دلت را به من، كه غروب آتشين مرا دلگير كرده است. بگو درد دلت را به من، كه آواز قناري مرا عاشق كرده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بسيار كمتر از آنچه مي دانيم مي انديشيم،بسيار كمتر از آنچه دوست مي داريم مي دانيم ،بسيار كمتراز انچه بايد دوست داشته باشيم دوست مي داريم ودر نهايت بسيار كمتر از آنيم كه هستيم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در ره منزل ليلي كه خطرهاست درآن شرط اول قدم آن است كه مجنون باشي
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
درون کوچهً قلبم، چه غمگینانه می پیچد صدای تو که می گفتی ، به جز تودل نمی بندم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خيلی پيش ازينا بايد ميرفتم تاريخ مصرفم خيلی وقته تموم شده بود بوی گندگرفتم ادم بی مصرف مجازيم /برگشتی نيست من مطمئنم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من دیگه برم ....بای ........