ب ِ هوای ِ نفسهایت بگو یک بار هم مرا طلب کند ز این هوای شهر ... ! باور کن ب ِ هیچ جای این دُنیا بر نمیخورد .. ! هر روز ِ بی ِ تو از چله ِ زمستان هم #استخوان-سوز تر است .. !
من نیستم دوست عزیز .../
اون الآن تو بیمارستانه ... فعلاً من پشت اکانتشم .../ (من یکی از دوستاشم ...)
براش دعا کنید ... به امید خدا بعد از 3-4 هفته ... این هفته احتمالاً مرخص میشه .../
خیلی جزئی خواستی بیا خصوصی بهت بگم ... /
من پُر از حرف ِ ناگفته ام ... تو پُر از صدای فریاد ِ چکاوک ... ! این ی ِ تیکه از اول ِ دکلمه ای که این روزا دارم تکمیلش میکنم سعی میکنم قشنگ بشه که بتونید گوش بدین : )
تنها #دلخوشی_م اینه که ... به دستهای ِ یه #خدای_بزرگ تکیه داده ام ... که هرگاه #اشک می ریزم با دستاش اشکمو از رو گونه هام جمع می کنه ... و حس قشنگی رو بهم هدیه می کنم ... اونم حس ِ عشق به #پناهگاهش ِ ...
#شعر جدید من ... با لهجه تاجیکی بخوانید : ای قـَوم به #فـیـس رفتَه کجایید بیایید ... #میکروبلاگ اینجاست شما در چه هوایید ؟... میکروبلاگِ #دنبالر، اینجاست به دیوار ... در وادیِ نت آخه شما در چه هوایید؟...گر صورتِ بی معنی این کار ببینید ... هم #کاربر و هم #ادمین و هم #سایت شمایید ...صد بار از این سایت به آن سایت برفتید ... یک بار ازین نت به #کتابخانه درآیید!... گر قصد شما لذت و تفریح جهان است ... اول هدف آن به خودتان بنمایید ... sign in که گشتید ز عمرتان گذشتید ... تا وقت بماندست به sign out درآیید... آن عمر عزیز است ، به بطالت مسپارید ... از #علم و #هنر کفّه ی نانی به کف آرید ... کو حاصل کار ،ار هدف کار بدیدید؟... کو حاصلتان حال که به #ادمینی رسیدید ؟!... با این همه آن رنج شما گنج شما باد ... افسوس که با #گنج هم بازنده شمایید ... پس دست کشید از تلف #وقت گران بار ... پس خویش بدانید که سلطان،نه #گدایید ... گنجیست نهان گشته در این #عمر گوهر بار .. چون ماه ز ابر تلف وقت به در آیید این همه #خلاقیت رو می بینی و #بازنشر نمی کنی نامرد!!
سلامت باشید
نابغه منظورم این بود چون شعر اصلی ( ای قوم به حج رفته ..) تیتراژ سریال فکر می کنم شکرانه و اونجا با لهجه خونده میشد برای به دست آمدن همون آهنگ و حال و هوا با اون لهجه بخونید وگرنه فک کن یه #دون-دار تاجیکی هم بخونه