❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا ، حکمت قدم هایی را که برایم بر میداری بر من آشکار کن تا درهایی را که بسویم می گشایی ، ندانسته نبندم و درهایی که به رویم میبندی ، به اصرار نگشایم . . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یادم باشد به رسم مردمان مغلوب تاریخ فتح تو را بنویسم که دیگر جنگی در نگیرد!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تن من مندرس از پرسه زدن هاست ولی . . هرم لبهایت رفوگری را بلد است!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گاهی چه اصرار بیهوده ایست اثبات دوست داشتنمان چرا که دوست تر دارندمان وقتی دوستشان نداریم.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هر روز چشم می دوزم تا بیایی … چشــم روی پارچه هم … نگـاه تو را کم دارم … بیـا!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
جا پای فاصله ها محکمتــر می شود; هر چه بیشتر، درگیـــر تو می شوم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سنگت را بر سیـــ ـنه زدم … دیـدم … سنگ بر سنـگ بند نمی شـود …!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مــن کـه می دانـم … بـه کودکی هم اگر برگردم … تو همــان شیشـه ی شیر گمشده ام می شوی ..