❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو که میدانی تمام وجودم هستی این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین اینها همه حرف دلم بود ، همین! . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تنهاییم را به گردن هیچکس نمی اندازم گردن هیچکس تاب این همه سنگینی را ندارد ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . براستی آیا این خداوند است که انسان را آفریده است یا عکس آن؟ خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند. نیکی در انسان باید آزادانه جریان و تسرِی یابد . جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند . جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین انگشتان دست دوست داشتنی “یگانه برتر ” هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان می بخشد . جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . کار تجسم عشق است. جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
.
.
اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . پیام هایم گاه گاه است! آنچه ابدیست ، یاد توست…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . اس ام اس ها گاهی پیامی ندارن فقط ارسال میشن که باور کنی اونی که فکرشو نمی کنی الان به یادته . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . مینویسم نامه و روزی از اینجا میروم با خیال او ولی تنهای تنها میروم در جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟” شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی” مینویسم من که عمری با خیالت زیستم گاهی از من یاد کن ، حالا که دیگر نیستم . .