❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران را تماشا کند و اگر باز اصرار کرد بگویید برای دیدن طوفانها رفته است و اگر باز هم سماجت کرد بگویید رفته است تا دیگر باز نگردد
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
مردی در عالم رویا فرشته ای رو دید که در یک دستش مشعل و در دست دیگش سطل آبی گرفته بود و در جاده ای روشن و تاریک راه می رفت. مرد جلو رفت و از فرشته پرسید:« این مشعل و سطل آب رو کجا می بری؟» فرشتـه جواب داد:« می خواهم با این مشعـل بهشت رو آتش بـزنم و با این سطل آب، آتش جهنم رو خاموش کنم. اون وقت ببینم چه کسی واقعاً خدا رو دوست داره!»
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ارزش نهايی هر زندگی در حضور لحظه های سرشار از احساس خوشبختی در آن زندگی است...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
...گاهی آسموون اونقدر سنگدل می شه که نه ابرا رو اجازه ی گريه ميدهُ٬نه اينکه حوصله ی گريه کردن هست!!!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
انسان برای پیروزی آفریده شده است، او را میتوان نابود کرد ولی نمیتوان شکست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگي فرصت بس کوتاهيست تا بدانيم که مرگ ؛ آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست
بچه های شیراز
روزگار با ما همان میکند که ما یک شمع میکنیم آن را برای خودش روشن نمی کنیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
ولين باري که عاشقت شدم يادته ؟ من يه کرم سيب بودم و تو يه کرم ابريشم . من به تو قول دادم ديگه هيچوقت سيب نخورم و تو هم قول دادي دور خودت پيله نزني . ولي نمي دونم چي شد که من طاقت نياوردم و فقط يه خورده سيب خوردم . تو هم از غصه دور خودت پيله بستي . ... حالا دومين باره که عاشقت شدم ولي حالا من يه کرم سيبم و تو يه پروانه خوشگل، تو پر زدي و رفتي ، من موندم و سيبايي که جايي براي خورده شدنشون نمونده
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
يادگاری: پيلهات را بگشا، تو به اندازهی پروانه شدن زيبايی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
آنکس که ديگران را می شناسد خردمند استُ آنکس که خود را می شناسد دل آگاه است
(لائوتسه)
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در افسانهها آمده، روزی كه خداوند جهان را آفرید، فرشتگان مقرب را به بارگاه خود فراخواند و از آنها خواست تا برای پنهان كردن راز زندگی پیشنهاد بدهند. یكی از فرشتگان به پروردگار گفت: خداوندا، آنرا در زیر زمین مدفون كن. فرشته دیگری گفت: آنرا در زیر دریاها قرار بده. و سومی گفت: راز زندگی را در كوهها قرار بده. ولی خداوند فرمود: اگر من بخواهم به گفتههای شما عمل كنم، فقط تعداد كمی از بندگانم قادر خواهند بود آنرا بیابند، در حالی كه من میخواهم راز زندگی در دسترس همه بندگانم باشد. در این هنگام یكی از فرشتگان گفت: فهمیدم كجا، ای خدای مهربان، راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده، زیرا هیچكس به این فكر نمیافتد كه برای پیدا كردن آن باید به قلب و درون خودش نگاه كند. و خداوند این فكر را پسندید
اگر کسی مرا خواست بگویید رفته باران را تماشا کند
14 سال و 8 ماه و 27 روز و 15 ساعت و 6 دقيقه قبل