❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زندگي معجون درد آوري است از لبخند هاي زود گذر انبوه غم و اندوه و سيلاب اشک زندگي باغ گلي است که از آن بايد چيد عشق را... عاطفه را... و به گلدان دل خويش نهاد زندگي بودن نيست، زندگي زيستن است زندگي جنبش و جاري شدن است از سر آغاز تا به جايي که خدا مي داند...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کسی بغض این صدا را نمی شنود
و جسم سردی که انزوال را به انتظار دارد
من آبستن یک اتفاق ساده ام
کمی تحمل باید!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هنگامي كه مقابل تو ايستادم،چون آينه اي شفاف ،
چشمانت در چشم هاي من غرق شد
و تصوير ترا نظاره كردم.
به من گفتي :«دوستت دارم»
اما در حقيقت ،تو خودت را در من دوست مي داشتي.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمي دانم چرا وقتي که راه زندگي هموار مي گردد بشر تغيير حالت مي دهد خون خوار مي گردد به وقت عيش و عشرت مي نوازد طبل بي ديني به وقت تنگدستي مومن و ديندار مي شود
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بگذار هر روز ؛ رويايی باشد در دست . بگذار هر روز ؛ عشقی باشد در دل . بگذار هر روز ؛ دليلی باشد برای زندگی.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشمان من فقط در آغوش نگاه تو آرام می گرفت از روزی که رفتی هميشه بارانی ست...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
می دانم اگر سبزه ای را بکنم خواهم مرد... و عشق صدای فاصله هاست ، صدای فاصله هایی که غرق ابهامند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
روي ديوار مقابل پنجرهات قلبي كشيدم زيبا، تا ارزش عشق هميشه در خاطرت باشد، امروز كسي راديدم كه روي قلبم مينوشت: زبالههايتان را در اين محل نگذاريد