❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سخاوت ثروتمندان غالباً چیزی جز نوعی شرمندگی نیست
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
افتابه ای را می شناسم که با پار تی بازی در مستراح استخدام شده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چه بسا قلمی که پای نویسنده را قلم کرده است
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هنرمند صاحب سبک، دزد ماهری است که رد پایش به چشم غیر مسلح نمی اید
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نابینایی را دیدم که عصا کش بینایان بود و راه را به اشتباه می رفت .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی ها فرق خر مراد را با خر شیطان نمی دانند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر حرف مُفت را می خریدند , خیلی ها میلیاردر بودند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضیها خیاط نیستند؛ اما خوب وصلههایی به آدم میچسبانند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بار زندگی روی دوشش سنگینی می کرد به دیگری داد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
سنگینی خواب، پلکهایش را پایین می کشید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . اگر پرسند آخرین نفست به یاد کیست ؟ گویم به یاد کسی که بی وفایی در ذاتش نیست … . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . رفاقت غروبی بی پایان است که خورشید در حسرت آن تا ابد می سوزد … . .