❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
میخواهم جشنی بگیرم به وسعت وشکوه تنهایمان شلوغش نمیکنم من و تو حضورمان کا[!]ت نمیخواهم چشمی بر با هم بودنمان خیره شود میخواهم کمی برای هم دلبری کنیم دعوتم را قبول کن ساعت دوست داشتن ::کنار ساحل دریا
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حَتے /// حَتے از هَمیـטּ راه בور . . . شایـَב تو سُڪـوت میـاלּ ڪـَـلامَم بـاشـے . . . בیــבِهـ نِمےشَوے ! اَمـــا مـَטּ، تـو را اِحسـاس مـے ڪُــنمـ . . . شایـَـב تــو . . . هَیاهـوے قَلبـَمــــ بـاشـے . . . شِنیــבِهـــ نِمـے شَوے . . . امـا مـَטּ، تـو را نـَفسـ مـے ڪِــشمـ . . . בیـوانِهــــ وار . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بـﮧ قــول قـیـــصـر: نـاگــهـان چـقــدر زود دیـــر مـﮯ شـود ... و بــاز هـم زمـــان در گــ ـ ـــذر اســتــــ ... چــون تـــــو ، از مــــن
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
با دقت به عکسها نگاه کنید ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اشک هایم را به نخ می کشم و تسبیحی می سازم هزار دانه تا با آن ذکر دلگیری ام از دنیا را برایت بگویم…
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوستم داشته باش ، هـمانـگونه که من دوستـت دارم بگذار فاصله من و تو کمتر از آنی باشد : که می خواهـیـم و نمی توانـیـم که می توانـیــم و نمی گـذارنــد ! بگذار میان من و تو فاصله ای نـمـانــد نه به خاطر خودت ، و نه به خاطر من ! که به خاطر این عـشـق دوسـتـم داشـتـه باش بـیـش از آنی که من دوسـتـت دارم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تمام پرندگان شهر از راز ما خبر دارند از روی سیمهای تلفن جُم نمیخورند. گوشی را که بر میداری سیمها گرم می شوند، صدای تو که میپیچد به خط می شوند، همدیگر را میبوسند.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر چه عاشقی پر شور بودیم /// به خود نزدیک و از هم دور بودیم /// شب و روز از جدایی میسرودیم /// من و تو وصلهای ناجور بودیم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
وضع نابسامانیست بی قراری های دلم یاد تو را به دورترین نقطه ذهنم برده میترسم فراموش شوی