❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلب ها با کلماتی که ناگفته می مانند میشکنند
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نمی دانم چرا شاید خطا کردم ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه بارید و بعد از رفتنت یک قلب دریایی ترک برداشت وبعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد وگنجشکی که هر روز از کنار پنجره دانه با مهربانی بر می داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن توآسمان چشم هایم غرق وخیس باران شد وبعد از رفتنت انگار کسی حس کرد من بی تو تمام هستی ام از بین خواهد رفت کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه در خود خواهم مرد و بعد از رفتنت دریا چه بغضی کرد کسی فهمید که تو نام مرا از یاد خواهی برد.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
و باز آمدی و نماندی باز می آیی و خواهی رفت و چه شاعرانه زمزمه هایت را مرور می کنم وقتی دست در دست دلتنگی روی سنگفرش های خیابان قدم می زدیم با هر قدمی که بر می داشتی انگار قلب مرا می شکافتی روز اول فقط آشنایی بود و با این باور که تو نیز چون گذر ایام می گذری امروز را به دیروز و فردا را به امروز می سپردم. روز ها می گذشت اما تو نمی گذشتی سینه ام مالامال از شوق جوانی و روزگارم با کم و کاستش می گذشت. اما تو با من چه کردی که چنین باورهایم و آنچه عمری با آن سر کرده بودم به راحتی به فراموشی سپردم
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من صبورم اما ... به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم..یا اگر شادی زیبای تورا به غم غربت چشمان خودم می بندم.. من صبورم اما ... چقدر با همه ی عاشقیم محزونم..! و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ مثل یک شبنم افتاده زغم مغمومم.. من صبورم اما ... بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم..بی دلیل از همه ی تیرگی تلخ غروب وچراغی که تورا از شب متروک دلم دور می کند..می ترسم.. من صبورم اما ... این بغض گران صبر نمی داند چیست !!......
گفتم..گفت دوستت ندارم
13 سال و 6 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل
13 سال و 6 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 10 دقيقه قبل



13 سال و 6 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 8 دقيقه قبل