❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دیگر به همه چیز شکـــ کرده امـــ ... می گویند : آب نطلبیده ، مُـــــراد استـــ . هر چهــــ بالا پایین می کنمــــ ، نمیـــ فهممــــ اینـــ چشمانمــــ پس کـــِـــی مراد میگیرند ؟!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
جای تو خالــ ـــ ـــ ـــیــسـت . . .
خالی تر از سفره ی دل کودکی که تازه متولد شده است . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
نیستی .. و من ، پُرم از لحظاتی که مملو از توست ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
چشــــمانم خستــــه استـــ و نبــــض ذهنــــم افتــــاده ؛ کاش نگــــاهتــــ یکــــ قــــدم نزدیـــکـــــ تــــر بـــود . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
بعضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی ؛ "تمام" نمی شوند .... همش به آغوششان بدهکار میمانی ! حضورشان"گـرم" است ؛ سکوتشان خالی میکند دل ِآدم را ... آرامش ِ صدایشان را کم می آوری ! هر دم هر لحظه "کم" می آوریشان ... آخ که چقدر کم دارمت ....
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
شـایـد روزی بـیـایـد کـه حـال ِ مـن هـم خـوب شـود! زمـیـن خـوب شـود هـوا خـوب شـود "بـاران "خـوب شـود عـشـق خـوب شـود و تـــــو خـوب ِ مـن شـوی و مــــن خـوب شـوم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من که از یاد تمام عالم رفته ام وای بر من گر تو هم روزی فراموشم کنی
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند. نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
از تقدیر سرنوشت غمگین مباش چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم
یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست بلکه هر لحظه دلم مست تماشایى توست . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
راستـش را بگو نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
گذشته که حالم را گرفته است ! آینده که حالی برای رسیدنش ندارم ! و حال هم حالم را به هم میزند چه زندگی شیرینی!...