❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . آدم ها تنها که نباشند ، می روند … تنها که می شوند ، برمی گردند … وقتی که برگشتند تنها لایق یک جمله اند : “هِررررری” . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . چه ساده بودم که گمان میکردم به دورم می گردند کسانی که دورم میزدند … . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . شیشه نازک احساس مرا دست نزن ! چِندشم می شود از لک انگشت دروغ !!! آن که میگفت که احساس مرا می فهمد … کو کجا رفت ؟ که احساس مرا خوب فروخت ! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . نگران نباش ، نفرینت نمیکنم ! همین که دیگر جایت در دعاهایم خالیست ، برایت کا[!]ت !!! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . دلم نگرفته از اینکه رفته ای … دلگیرم از همه دوست داشتنهایی که گفتی ولی نداشتی … !!! . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . ساعت مچی ات را باز کن … دست هایت را در بیاور بگذار برای یک شب هم که شده ... آب ِ خوشی / از گلوی ِ چشمهایت / پایین برود … .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
. . . تویی که مرا در حال سقوط می بینی ، آیا تا به حال اندیشیده ای که شاید تو وارونه ایستاده ای ؟ . . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
من آن ابرم که بارانش تو هستی / همان یوسف که کنعانش تو هستی / مسافر میشوم تا آخر عمر / در آن راهی که پایانش تو هستی .