@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• عاشقانه دوستت خواهم داشت بی آنکه بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه در غمت خواهم مرد بی آنکه بخواهم در مرگم اشک بریزی . . . . . .
@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم . . .
@*°• ƸӜƷ gilas khanumi ƸӜƷ *°• زیر باران با یاد تو میروم ، به دنبال جای پای تو .... تو را می پرستم من شبانه ، برای لحظه های شادمانه .... برای با تو بودن صادقانه ، می آیم من به پیشت عاشقانه .... به تو دل بستم من شاعرانه ، اما افسوس از درک زمانه .... چه زیباست راز زمانه ، اگر زندگی باشد یک ترانه . . .
در نیست
راه نیست
شب نیست
ماه نیست
نه روز و
نه آفتاب
ما
بیرون زمان
ایستاده ایم
با دشنه تلخی
در گرده هایمان.
هیچکس
با هیچکس
سخن نمی گوید.
که خاموشی
با هزار زبان
در سخن است.
در مردگان خویش
نظر می بندیم
با طرح خنده یی،
و نوبت خود را انتظار می کشیم
بی هیچ
خنده یی!!!