❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
زن و مرد جوانی به مناسبت اتمام ساخت خانه جدیدشان دوستانشان را دعوت کرده بودند. بعد از این که تمام خانه را به دوستانشان نشان دادند یکی از دوستانشان پرسید: خانه خیلی قشنگیست مبارکتان باشد ولی چرا تمام اتاقها را گرد درست کردهاید؟
مرد جوان جواب داد: راستش را بخواهید قبل از این که خانهمان را بسازیم مادر زنم به من گفت: مادر جان تو را به خدا، فکر یک گوشه از خانه را برای من هم بکنید.
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
این سوال مدتیه ذهنم رو به خودش مشغول کرده: این عربها "چ" ندارن، چه طوری عطسه میکنن؟
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
در راستای گران شدن قبض آب و برق: حیف نون به بچه هاش می گه وقتی رفتم پرینت آب رو گرفتم می فهمم کدومتون بیشتر رفته دستشویی!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حیف نون می ره سربازی. این قدر به زنش نامه می ده که زنش عاشق پستچی می شه!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یک روز مردی با عجله پیش دکتر می رود و می گوید: سلام دکتر! زود بیا، آپاندیس زنم درد گرفته است. دکتر می گوید: من که یک هفته پیش آپاندیس زنتان را عمل کردم، مگر می شود یک زن دو تا آپاندیس داشته باشد؟ آن شخص می گوید: نه، ولی یک مرد که می تواند دو تا زن داشته باشد!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
دوست دختر حیف نون بهش می گه یه حرفی بزن تا قلبم وایسه، حیف نون بعد از کمی فکر می گه: "داداشت پشت سرته!"
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
یه سوال ... چرا وقتی یه نفر رو “هلو” خطاب میکنی ، لپاش گل میندازه و حال میکنه ... اما بهش میگی “گلابی” بهش بر میخوره !؟ و یک کتک حسابی میخوری !!!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
حالا میخوام چند تا جک ارسال کنم ...
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
هرکجا لرزیدى،از سفر ترسیدى ، فقط آهسته بگو: من خدا را دارم!
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدایا مرا ببخش بابت هر آنچه کردم و نباید ... و هر آنچه نکردم و باید . ..
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
تو تکراری ترین ” حضور ” روزگار منی و من عجیب ؛ به آغوش تو از آن سوی فاصله ها خو گرفته ام . . .
❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
خدای من خداییست که دست گیر است نه مچ گیر! دستم را میگیرد همان طور که هستم! بدون پیش شرط همین و بس . . .