♥ marzieh ♥
توسط پیامک
خدایا چرا بارون بند نمیاد؟…به خاطر خودم نمیگما من بارون دوست دارم ولی این مهر ماهی ها بارون دوست ندارند…خدایا حالشونو به اندازه ی کافی گرفتی دیگه بسه…
♥ marzieh ♥
سکوتم را به باران هدیه کردم...تمام زندگی را گریه کردم ...نبودی در فراق شانه هایت ...به هر خاکی رسیدم تکیه کردم...
♥ marzieh ♥
توسط پیامک
خدایا!برای اثبات بزرگ بودنت خیلی کوچکم کردی.....خیلی....
♥ marzieh ♥
من گفتم خاکی ام... ولی نباید آسفالتم کنی که...
♥ marzieh ♥
وقتی تو باید همین جوری وایستی تا هر کی هر چی خواست برگرده بهت بگه ... باشه اشکال نداره ... ما هم خدایی داریم ...
♥ marzieh ♥
خــــــــــــــــــــدا تنهاست .... گــــــــــــــــاهی یادش کن ....
♥ marzieh ♥
حال “من” دیدن دارد وقتی کسی حال “تو” را میپرسد …...
♥ marzieh ♥
ز من نپرس که چرا پای علاقه ام ایستاده ام! .... سال هاست با خود تکرار می کنم : عشق با تمام "نرسیدن" هایش شیرین است ...
♥ marzieh ♥
همیشه حرف از رفتن هاست . . . کاش کسی با آمدنش غافلگیرمان کند . . .
♥ marzieh ♥
تنها تویی در خلوت تنهاییم .... تنها تو می خواهی مرا با این همه رسواییم ...
♥ marzieh ♥
خب چرا غیر مستقیم فحش میدی ؟؟؟ ... خطاب بزن خودتو راحت کن دیگه ....
♥ marzieh ♥
ما شقایق های باران خورده ایم... سیلی نا حق فراوان خورده ایم... ساقه احساسمان خشکیده است ...زخم ها از باد و طوفان خورده ایم ....
قرآن کریم: هن لباس لکم و انتم لباس لهن...
13 سال و 2 ماه و 1 روز و 22 ساعت و 14 دقيقه قبل