♥ marzieh ♥
. فقط اسمی به جا مانده، از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی، قلم خشکیده در دستم گره افتاده در کارم، به خود کرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن، چه راهی پیش رو دارم رفیقان یک به یک رفتند، مرا با خود رها کردند، همه خود درد من بودند، گمان کردم که همدردند… .
♥ marzieh ♥
استخوان هایم را به دانشمندان بسپارید … شاید بفهمند نه یخبندانی بود نه بیماری مهلکی ! من از دوری تو منقرض شدم …
♥ marzieh ♥
آنکه می رود فقط می رود ولی آنکه می ماند درد می کشد ، غصه می خورد ، بغض می کند ، اشک می ریزد و تمام اینها روحش را به آتش می کشد و در انتظار بازگشت کسی که هرگز باز نخواهد گشت آرام آرام خاکستر می شود … آری ، این است خاصیت عشق یک طرفه …
♥ marzieh ♥
دوست در چشم ترم تاج سرم بوده و هست...نام و يادش همه دم در نظرم بوده و هست....
♥ marzieh ♥
گفتم خدايا از همه دلگيرم..گفت حتي از من؟...گفتم خدايا دلم را ربودند...گفت پيش از من؟....گفتم خدايا چقدر دوري..گفت تو يا من؟...گفتم خدايا تنها ترينم..گفت با وجود من؟...گفتم خدايا كمك خواست...گفت از غير من؟....گفتم خدايا دوست دارم..گفت بيش از من؟...
♥ marzieh ♥
قسم خورده بودم اگه از تو جدا شم..ديگه حتي يه لحظه تو فكرت نباشم...
♥ marzieh ♥
سلامتي رفيقي كه يه روز مياد سر خاكم نميتونم جلو پاش بلند شم...اما دلم به اين خوشه كه حداقل "خاك زير پاشم"...
♥ marzieh ♥
قشنگترين نگاهم را براي تو كنار گذاشتم..تا بداني با تمام وجود منتظر ديدارتم....
قرآن کریم: هن لباس لکم و انتم لباس لهن...
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 6 ساعت و 15 دقيقه قبل