♥ marzieh ♥
يكي مي پرسد:اندوه تو از چيست؟...سبب ساز سكوت مبهمت كيست؟...برايش صادقانه مينويسم...براي انكه بايد باشد و نيست...
♥ marzieh ♥
به اندازه قلب كوچكم به يادت هستم....ميدانم كوچك است...اما قلب هر كس تمام زندگي اوست....
♥ marzieh ♥
مينويسم نامه و روزي از اينجا ميروم....باخيال او ولي تنهاي تنها ميروم...در جوابم شايد او حتي نگويد كيستي...شايد او حتي بگويد لايق من نيستي....مينويسم من كه عمري با خيالت زيستم...گاهي از من ياد كن اي بي معرفت حالا كه ديگر نيستم...
♥ marzieh ♥
بر انچه شكست بر انچه گذشت حسرت نخور...زندگي اگر زيبا بود با گريه اغاز نميشد...
♥ marzieh ♥
ابي تر از انيم كه بي رنگ بميريم...از شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم...تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم...شايد كه خدا خواسته دل تنگ بميريم...
♥ marzieh ♥
خيلي سخته ببيني كسي كه دوسش داري پيشته ولي بدوني كه هيچوقت نميتوني بهش برسي....
♥ marzieh ♥
يك رنگي وبوي تازه از عشق بگير...پرسوز ترين گدازه از عشق بگير...درهر نفسي كه مي تپي اي دل من...يادت نرود اجازه از عشق بگير...
♥ marzieh ♥
دل كندن اگر حادثه اساني بود...فرهاد به جاي كوه كندن دل ميكند...
♥ marzieh ♥
وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن به صد خاكستري در دامن پروانه مي ريزد نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد...
قرآن کریم: هن لباس لکم و انتم لباس لهن...
13 سال و 1 ماه و 30 روز و 8 ساعت و 23 دقيقه قبل