Hamidrfi
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری (دکتر علی شریعتی)
Hamidrfi
کودک که بودم .... وقتی زمین میخوردم ... مادرم مرا می بوسید... تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم،دردم نیامد ...!! اما به جایش تمام بوسه های مادرم به یادم آمد....
Hamidrfi
من اگر چیزی نمی گویم، به خاطر این نیست که چیزی برای گفتن ندارم. برای این است که خیلی چیزها برای نگفتن دارم
Hamidrfi
عشق مثل آب میمونه.....که میتونی توی دستت قایمش کنی..آخرش یه روز دستت رو باز میکنی میبینی نیست... قطره قطره چکیده بی انکه بفهمی.. اما دستت پر از خاطره است
Hamidrfi
قبلنا نه [!] بوک بود نه توییتر ، نه هیچی … یک ماشین حسابِ زوار در رفته داشتیم یک عدد توش مینوشتیم برعکسش میکردیم میشد گوگوش ، کلی خرکیف میشدیم
Hamidrfi
وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن خاموش باش قرنها نالیدن به کجا انجامید تو محکومی به زندگی کردن تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی
Hamidrfi
خدایا آلودگی آدمها از حد گذشته...........دنیا رو چند روز تعطیل نمی کنی؟
Hamidrfi
دیگر نمی گویم گشتم نبــــود نگرد نیست بگذار صادقانه بگویم گشتیم اتفاقا بود فقط مال ما نبود شما بگردید لابد مال شماست
Hamidrfi
دست ازپاخطاکنی تعویض میشی.همین حوالی کسی شبیه توست!این پیام عشق امروزی
Hamidrfi
اگه 1دقیقه به آخرعمرت مونده باشه دوست داری کی روببینی?
Hamidrfi
نامه تکان دهنده بروسلی به همسرش ! . . . . . … . . … . . . 言语不得”的晁盖忽然醒了过来,“转头看着宋江”, 谆谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射死我的,便教他做梁山泊主!! 忽然醒了过来,“转头重。若哪个捉得射死我的,便教他 言语不得”的晁盖谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射来,“转头 言语不得”的晁盖忽然醒了过来,“转头看着宋 谆谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射死我的,便教他做梁山泊 忽然醒了过来,“转头重。若哪个捉得射死我的,便教他 言语不得”的晁盖谆嘱咐道:“贤弟保重。若哪个捉得射来,“转头 منم خیلی ناراحت شدم
Hamidrfi
تلاش های بی اثر و از من بپرس...
Hamidrfi
اس ام اس یه چوپان به نامزدش:چشمان سیاه تو مثل پشگلی است در سطل شیر