دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

LiSbeth

یه*pOKer FaCe*واقـِعــي...{ :| } درباره »
LiSbeth
زن - مجرد
امتیاز: 5359

دنبال‌شدگان

(1260 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(738 کاربر)

گروه‌ها

(98 گروه)

بازدید

LiSbeth
LiSbeth

آروغ هنری و چه چه استاد!

LiSbeth
LiSbeth

LiSbeth
LiSbeth
توسط پیامک

اگه دسته خودم بووود...همون قدی میموندم!

LiSbeth
LiSbeth

کسی که بزرگترین دغدغه زندگیش ست کردن رنگ رژ لبش با لباسش است, تاب درد دل یک مرد را ندارد...! درد دل یک مرد را یا یک مرد میفهمد یا دود سیگارش...!!!

LiSbeth
LiSbeth
توسط پیامک

زنگ زدم ب دوستم،داداشش برداشتبعداز سلام گفتم:ببخشید ساناز هستش؟دادا دوستم:ن!شما دوستشی؟من:بعله بعله!دادا دوستم:اسمتون اونوخت؟من:من دوستشمیارو:بعله بعله!واسه 10ثانیه بعد فهمیدم چ سوتی دادم!اووووففف!

LiSbeth
LiSbeth

در جلسه امتحانِ عشق من مانده‌ام و یک برگۀ سفید! یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی.. درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمی‌شود! در این سکوت بغض‌آلود قطره کوچکی هوس سرسره بازی می‌کند! و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش می‌کشد! عشق تو نوشتنی نیست.. در برگه‌ام، کنار آن قطره، یک قلب می‌کشم! وقت تمام است. برگه‌ها بالا..

LiSbeth
LiSbeth

این روزها آدمها"به دست هم "پیر میشوند نه "به پای هم"

LiSbeth
LiSbeth

یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام! بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو..... من که حلالشون نمی کنم!!!!!

LiSbeth
LiSbeth

چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که بزنه تو صورتم...! منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم: بزن بابا..! بزن ! بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه...! بزن که بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم...! بزن بابا! ودر نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم

LiSbeth
LiSbeth

سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره، اما بازم لاتی راه میره ....

LiSbeth
myspace-funny-comment[1].jpg LiSbeth

vaghean

LiSbeth
05697393762716498754[1].gif LiSbeth

ghashang ettefaghaty k sare clase ma miofte!

LiSbeth
LiSbeth

فیلم جنگی ایرونی نشون میدن؛ بمباران میشه، خانومه خونین و مالین از زیر آوار میاد بیرون، ولی این روسریش لامصب تکون نمیخوره! . . . . این روســــری رو با تیر آهن جوش دادن به سرش لامصبا....؟!!؟

LiSbeth
LiSbeth

سر کلاس تنظیم خانواده اســـتاد گفت کســـی اینجا متاهله؟ یکی گفت من. همه جوری برگشتن نگاش کردن در این حد کــــه طرف گفت خب باشه طلاقـــش میدم

LiSbeth
LiSbeth

‫امروز ظهر شیطان را دیدم ! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت... گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز !!!‬