پوریا pal
عشق ممنوع نیست صیغه برای رابطه با نامحرم من رو نذاشت گروه بزنم طنز و کاریکاتورم ممنوع خب ایشالا یهه روزی اینجا شلوغ میشه من برم به [!]بوکم برسم وااااالاااا
پوریا pal
اگر مشکلات بخواد همین باشه همون توییتر و [!]بوک بهتره
پوریا pal
سوال من اینجا طنزهای کمی سیاسیم رو بنویسم یا همون [!]بوک بذارم باشه ؟
پوریا pal
معماری را دوست دارم دوستی هست بتونه حدس بزنه این عکس از کجاست ؟
پوریا pal
صادق هدايت صورت او يك حالت با شكوه و نوراني داشت م انند اين بود كه او رفته بود بيك جائي كه نه زشتي و نه خوشگلي ، نه عروسي و نه عزا ، نه خنده و نه گريه ، نه شادي و نه اندوه در آنجا وجود نداشت . او رفته بود به بهشت! آبجی خانم
پوریا pal
پُک به پُک ابر میشه اقیانوس، ماهِ خرداد، تیرِ توی دلم چن شبه دولا دولا میرم با شترِ زردِ پاکتِ کَمِلم عرقِ کشمشِ سهتقطیره، پیش بطریم فقط یه گیلاسه حال و روزم شده یه فیلمفارسی، کافه کم داره با یه رقاصه جای خالیت سیاهچاله شده، همهی زندهگیمو بلعیده عینکِ «کافکا» روی چشمامه، همهچی مزهی لجن میده بعدِ تو شهر شکلِ کابوسه، کلِ تهران برام اوین میشه اگه بازم نیای همین خونه، شکلِ حمامِ سرخِ فین میشه تو سفر رفتی و تمامِ جهان، یه درِ بستهی فلزی شد شاعری پشتِ در کتک خورد و تمشیت دید و مرگ مغزی شد چشمهای منو درآوردن، که چرا اونا رو نمیبندم این گناهِ منه که میشناسم، خطِ دوستامو توی پروندم من یه تردیدِ فلسفی بودم که رو پرده شکست و «هامون» شد یه «گالیله» که توی آتیش سوخت، «زاپاتا»یی که تیربارون شد هنوزم ایستادم و عکسم توی آینه به خاک افتاده خوابهامو ندیده دزدیدن، پرچمِ من مخالفِ باده زندگیم قصهی کلاغیِ شده که به خونه نمیرسه هرگز این بهارم به سر رسید پس کِی، سبز میشن چراغای قرمز؟ من همونم: ترانهسازی با گروهِ خونیِ اُی مثبت نامید از همه ولی بازم از تو میگم تا آخرین فرصت..
پوریا pal
وقتی حرفی نیست سکوت نشانه رضایت نیست
پوریا pal
نه به سن نگاه کن نه به قد نه به چاقی نه به .... درون را ببین و بشنو آنگاه قضاوت کن