parya
دردنیا آدمایی هستند که بجای فریادسکوت میکنند. تمام حرفهاشان همانهایی هستندکه نوشته نمیشوند، همان سه نقطه های بیچاره…
parya
دنیای واژگان عجیب است یکی به جرم تنهایی متفاوت ست و یکی به دلیل تفاوت ،تنها... !!!!
parya
من دلم می خواهد ساعتی غرق درونم باشم!! عاری از عاطفه ها تهی از موج و سراب دورتر از رفقا… خالی از هرچه فراق!! من نه عاشق هستم ؛ و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من من دلم تنگ خودم گشته و بس…!
parya
چقدر سخته که همه تو رو به عنوان آدم شوخ و شادی بشناسند اما حقیقت چیز دیگه ای باشه. چقدر سخته که هیچوقت نتونی خودت باشی الا در تنهایی. چقدر سخته لبخند زدن در جمع اما با بغضی در گلو. چقدر سخته... نه عاشقم نه تنها... نه درحسرت لحظه ای و یا چیزی... تنها غمگینم....بی دلیل شاید من همان نقاب خندانی باشم که امروز از کنارت گذشت...اما تو فریب اون نقاب رو نخور
parya
هــــر از گاهی... با خواهرت شوخی کن، ، بغلش کن... حامی برادرت باش... محکم بزن به شونش، هواشُ داشته باش... مامانت رو تا از خنده نتونه حرف بزنه، کاری کن پیش دوستاش پُزتُ بده، کیف کنه از داشتنت... باباتُ بغل کن، چاییشُ تو بده دستش، بگو برات از تجربه هاش بگه، بشین پای حرفش، درددلش... دوستت اگه تنهاس، اگه غم داره تو دلش، اگه میبینی زل زده به مونیتورش و هر از گاهی میخنده،از اون تلخاش؛ تو هواشُ داشته باش، تو تنهاش نذار... باور کن... روزی هزار بار میمیره... کسی که فکر میکنه برای کسی مهم نیست...!!!
parya
هرگز به دیگران اجازه نده قلم خود خواهی دست گیرند.... دفتر سرنوشت را ورق زنن خاطرات خوبت را پاک کنند آینده ات را نابود کننآروزهایت را نادیده بگیرند و در پایان بنویسند :قسمت نبود....