Amir
نمیدونی در نبودنت چه ها کشیدم دو سیب آلبالو .آلبالو نعنا .هلو نعنا .خلاصه که جات خالیه !
Amir
دل آتش گرفت سوخت و خاکسترش را هم باد برد، حالا سنگی در سینه نهاده ام جای دل تا دیگر محبت از یادم برود
Amir
دگر تـــــــنها نیستم!!! مدتی ست با تـــــو در خودم... زندگی میکنم...
Amir
بی وفا باشی شکایت میکنند.با وفا باشی خیانت میکنند.مهربانی گرچه آیین خوشیست.مهربان باشی رهایت میکنند..
Amir
این روزها سنگین و نحس اند ، چه کنم ؟ لحظات هم بهانه ات میگیرند ، رفتی و ردپایت در پس کوچه های قلبم باقی مانده است .
Amir
یادته زیر گنبد کبود دوتا رفیق بودن و کلی حسود*تقصیر همون حسودا بود که حالا شده یکی بود یکی نبود
Amir
بهم گفت يه آرزو دارم برام دعا كن. چه شبها كه اشك ريختم و برايش دعا كردم. اما حيف كه نميدونستم آرزويش جدايى از من بود...
Amir
همه ي اشكانم براي تو بود،عشقت برايم خالي از لطف نبود،درست است مرا از خود بي خود كردي،ولي تنهايي را به من هديه كردي
Amir
گفتي مابه درد هم نميخوريم،اماهرگز نميدانستي من تورابراي دردهايم نميخواستم.
Amir
خدايا هواست هست صداي هق هق گريه ام ازهمون گلويى ميايد كه تو از رگش به من نزديكتري!