-´رضا راد`-
از زرتشت پرسیدند زندگی خود را بر چه بنا كردی؟ گفت : چهار اصل 1- دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم 2- دانستم كه خدا مرا میبیند پس حیا كردم 3- دانستم كه كار مرا دیگری انجام نمی دهد پس تلاش كردم 4- دانستم كه پایان كارم مرگ است پس مهیا شدم
-´رضا راد`-
کنارم هستیو اما، دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه کنارم هستیو بازم بهونه هام رو میگیرم میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم از اینجا تا دمه در هم بری دلشوره میگیرم فقط توو فکر این عشقم، توو فکر بودن باهم محال پیش من باشی برم سرگرم کاری شم میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو میخوای یه جورایی خود آزاری کنارم هستیو انگار همین نزدیکیاست دریا مگه موهاتو وا کردی که موجش مونده اینجا قشنگ رد پای عشق بیا بچرخ زیر برف اگه حال منو داری میفهمی یعنی چی این حرف
-´رضا راد`-
خوب حالا چجوری بچه هارو دعوت کنیم؟
-´رضا راد`-
ای جانننننننننننننن یادش بخیر !اینجا قشنگه اما تو دوره ریز بود
-´رضا راد`-
ایولل اره اینجا خوشگل شد !تو دوره ریز بود
-´رضا راد`-
خوب من پیوندیدم می خوام فعالیت کنم اما محیطش یکم سخته تاعادت کنم طول می کشه