Roham............
اشک هایم شور... نگاهت شیرین... یادت تلخ ...زندگی با مزه ای دارم ....!
Roham............
گذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود راه من جداست. بگذار ابر ها تا میتوانند ببارند چتر من خداست.
Roham............
اينگونه زندگي کن : تجربه از ديروز ، استفاده از امروز و اميد به فردا . ولي ما زندگيمان را اينگونه تباه ميکنيم : حسرت ديروز ، اتلاف امروز و ترس از فردا .
Roham............
ز حال من اگر پرسی،جز دوری ملالی نیست ملالی هم اگر باشد ، تو خوش باشی خیالی نیست نمی دانم که در خاطر بری نام مرا یا نه ولی این را بدان هرگز خیالم از تو خالی نیست .
Roham............
زن خودش را خوشگل می کند چون خوب فهمیده که چشم مرد، تکامل یافته تر از مغز اوست!” دوریس دی
Roham............
مردها مثل جای پارک (پارکینگ) هستن خوباشون که قبلا اشغال شده بقیشون که مونده یا کوچیک هست یا جلو در مردم.
Roham............
آدما می تونند پسر باشن اما پسرا نمی تونند آدم باشن
Roham............
چوب کبریت های نیمه سوخته و چشم هایی... در حسرت دوباره دیدنت. به امتحانش می ارزید ولی ای کاش قصه های زمان کودکی بر اساس واقعیت بود!!!
Roham............
مي داني ... پزشکان که هيچ حتي مامورين بازيافت هم از اين قلب شکسته قطع اميدکرده اند !!!
Roham............
عبور تو از حوالی چشم های من, تنها اتفاق غیر منتظره ی زندگیم بود چراکه من... همیشه منتظر نیامدنت بودم ... !
Roham............
برای تکیه کلامهایت دلتنگم . فقط کلامت نبود من هم به آنها تکیه کرده بودم.......!!