Nazanin
الهی تو بخشنده ترین و زیباترینی ، گوهر اشک میخری دل شکسته میخواهی ، و عمل بی ریا میپذیری . ما را از گناه سبکبار کن ، و دیدگانمان را اشکبار و قلبمان را به عشق خودت گرفتار . . .
Nazanin
تو را به رخ تمام شقایق ها میکشم و میگویم : تا گل من هست زندگی باید کرد . . . !
Nazanin
خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس
Nazanin
خدایا ما را ببخش به خاطر درهایى که زدیم و هیچ کدام خانه تو نبود
Nazanin
من وخدا هر روز صبح فراموش میکنیم . . . . او خطای من و من لطف او را… .
Nazanin
صدای خنده ی خدارامیشنوی؟؟ دعایت را شنیده به آنچه محال می پنداری می خندد.
Nazanin
کاری بکن این بار خدای ، مهربون من زبونم ، بند اومد ... ای وای ، کجا رفت ، همزبون من !؟