Nazanin
رمانتیک ترین فضاها برای صرف یک غذای عاشقانه
Nazanin
عکس هایی جالب از مدل تزئین ماشین عروس 2012
Nazanin
سیاه پوشیده بود، به جنگل آمد .. استوار بودم و تنومند! من را انتخاب کرد ... دستی به تنهام کشید تبرش را در آورد و زد .. زد .. محکم و محکمتر ... به خود میبالیدم، دیگر نمیخواستم درخت باشم، آیندهی خوبی در انتظارم بود! سوزش تبرهایش بیشتر میشد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد، او تنومندتر بود ... مرا رها کرد با زخمهایم، او را برد ... و من که نه دیگر درخت بودم، نه تختهسیاه مدرسهای، نه عصای پیرمردی ... خشک شدم ... بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت میمونه .. ای تبر به دست ، تا مطمئن نشدی تبر نزن! ای انسان، تا مطمئن نشدی، احساس نریز .. زخمی میشود ... در آرزوی تختهسیاه شدن، خشک میشود!!!
Nazanin
حــُــــرمت نان از قلب بیشـــــتر است آنرا می بوســــــند، این را میشـــــکنند
Nazanin
خدا را دوســــــــت دارم !!! حــــــافظ را هم !!! ولی خــــــداحــــــــــافظ را نــــــــ ه .
Nazanin
می خوام یه چیزی رو بهت بگم … دوستت دارم ، قدر یه دنیا ، عاشقتم … کنارت به آرامش میرسم … هی وایسا …!! کجا داری میری ؟ من حرفام هنوز تموم نشده …!!! رفت ….!
Nazanin
بیا حواس خدا را پرت کنیم ؛ تو صداش کن ، من دزدکی فاصله ها رو بر می دارم …
Nazanin
و عشق قیچی شد ! وقتی تو سنگ شدی و من کاغذی بی رنگ . . . !
Nazanin
راز زندگی این است….. همچون بید خم شو و چون بلوط مقاومت کن. انعطاف در عین اقتدار…..

14 سال و 3 ماه و 19 روز و 2 ساعت و 57 دقيقه قبلچیه فرزاد تنبکت کووووووووو؟
14 سال و 3 ماه و 19 روز و 2 ساعت و 51 دقيقه قبل
بیخیال اصلا خوب نیستم.....بای
14 سال و 3 ماه و 19 روز و 2 ساعت و 42 دقيقه قبلبای....
14 سال و 3 ماه و 19 روز و 2 ساعت و 41 دقيقه قبل