SEPANTA
قطار می رود....تو می روی..... تمام ایستگاه می رود............ و من چقدر ساده ام که سالهای سال ،در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!!
SEPANTA
دنیای من پر از دستهایست که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها . . . !
SEPANTA
دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـيده ام و تو ته هيـچـکدام نـبـودی
SEPANTA
نه از اینجا نه از خونه دارم از یاد تو میرم نه میخوام حس من بد شه نه از دست تو دلگیرم دلم اینجاست ولی میرم .....
SEPANTA
باید برم ولی الان باید مغناطیس بخونم بعد میامو قشنگ با دنبالر آشنا میشم بوووووووووووووس