skellig
غوطه می خورم در هستی و نیستی....
skellig
دیر شده است... مدتهاست شکسته.....هم موسی، هم عصای خسته....
skellig
" و چه بیهوده گسترده می شوند این خیابان ها... وقتی کسی نیست که روی لبه ی جدول ها راه برود و تعادل دنیا را برهم زند...." *
skellig
و این کاغذ ها و تمام بارهایشان را روزی خلاص خواهم کرد.....با ته مانده ی آخرین شات سیگار....
بیچاره نیلوفرها.....
14 سال و 10 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 32 دقيقه قبل