محمدعلی
و من خیلی از حرفها و کارهایی که زدم و کردم پشیمونم! / با چندنفر دوستی کردم که با کارهایی که کردن زندگیِ دونفرهم و شخصیم رو تحت تاثیر قرار دادن، اذیت شدم. یکیشون که معلومالحال بود. یکی دیگه رو هم که فکر میکردیم دوستمونه! / کاش برگردم به دوسالِ قبل، خیلیکارها رو نمیکردم ..
محمدعلی
توسط پیامک
ما به کافه ها و دود و سیگار دل بستیم، آی شب تار / ما به خواب روزها دل بستیم ..
محمدعلی
مثل تیری توی گلوی سارِ روی شاخه، وسط حنجرهی زندگی گیرم
محمدعلی
توسط پیامک
و تصمیم گرفتم نوع دیگری از تنهایی را تجربه کنم. تنهایی از نوع سلندرگونه و صوفیانه که تو از ترس نیش یا ترس شلاق سکوت کنی، یخ بزنی، تلخ و بیلبخند خنثی شوی ../ حتا اگر این سکوت نتیجهای جز فاجعه به بار نیاورد
محمدعلی
مست لایعقلم، لابه لای کلمات، جنونِ بیخوابی
محمدعلی
چشمش بلای مستان ما را از او مترسان
محمدعلی
میگم رازمُ به ستارهی دریای مغرب ,,
محمدعلی
توی تهرانِ قلبِ تو یکی لبهامُ میبافه
عشق جان مرده را میجان کند /
13 سال و 29 روز و 19 ساعت و 31 دقيقه قبلجان که فانی بود جاویدان کند
راستی، #مولانا نبود جهان چه شکلی میشد؟
ما #سماع رو از کی یاد میگرفتیم؟ #عشق رو چطور؟
بخوانید: [لینک]