shoban
دوزخ را از دستانم بگیر/دیگر تا ابد/ تنها/هذیان می بافم..
shoban
قاصد روزان ابری... داروگ کِی میرسد باران؟!
shoban
نوبت رقص برگ و باد که شد/ فقط نظاره کن/ بیش از این سخن مگو
shoban
کاج ِسر بریده ام/ که پرندگانش از وسوسه ی آواز/ تهی شده اند..
shoban
اشکهای تنهایی تو را من گریسته ام...
shoban
از انتهای تابستان رسیدم به پائیز/ سبز و سرخ
shoban
اندک اندک جمع مستان می روند..
shoban
صاحبخونه ی جدیدمون خیلی شبیه مادربزرگمه/ حس خوبی بهش دارم/ یه روز باید بدم موهامُ ببافه/ بعد دستاشُ ببوسم و سرم بذارم رو زانوهاشُ های های گریه کنم..
shoban
می دانم چاره ای نداری/ از لابه لای چکنم چکنم های این همه ماشین باید بگذرم/ می خواهم به راه خود بروم/ولی/ می پیچم در یک فرعی/تا/ از چشم سبز و سرخ تو در امان باشم..
shoban
ای ماهیانِ روزهای لیز/ شما تنهایی تان را/ چگونه/ در قعر تیره ی آب فریاد می زنید؟
shoban
خدا/ اول زمین را گرد آفرید/ بعد/ آدم را خلق کرد..
shoban
مو سپید و بی رمق.. از خواب های پائیز میگذرم/ از تمام من/ تنها/ شانه ی کوچکی برای موهای کوتاه تو مانده است..