SEPANTA
شقایق اینجا من خیلی غریبم آخه اینجا کسی عاشق نمیشه اسیر قفل سنگین سکوته لبی که قصه گو بوده همیشه ..
SEPANTA
من غریب شهر عشقم همدمم نا فرجامی ..از بد و خوب این دنیا قسمتم شد ناکامی
SEPANTA
نذار بازم يه ابر خيس تيره فرصت چشما تُ اَزَم بگيره ....
SEPANTA
سهم من از تو یاد ، سهم من از من من ...
SEPANTA
چیزی نیست که بخوام بگم جایی نیست که بخوام برم هیچکی نیست که بخوام بیاد برای رفتن حاضرم ...
SEPANTA
هرکاری کردم که تورو گم کنم از خاطره هام به دره بسته خوردم و باز از تو گم شد لحظه هام
SEPANTA
حالا که رفتم از قلبت بگو اینجا چرا باشم بدون دلخوری باید برم از تو جدا باشم ...
SEPANTA
تنهاترین آدم ها یه سایه دارند باهاش حرف بزنند ، از وقتی رفتی آنقدر غرق ظلماتم که سایه ای هم برایم نمانده !