دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سحـــر خاتـــون

بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر... درباره »
سحـــر خاتـــون
زن - مجرد
امتیاز: 5891

دنبال‌شدگان

(1002 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(874 کاربر)

گروه‌ها

(102 گروه)

بازدید

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

تو که همیشه می شکنی!!! هر چیزی که دم دستت باشد حتی دل را!! این بار فقط ...بگو "دوستت دارم" تا سکوت مبهم بینمان را بشکنی

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

تقصیر تو نیست مقصر معلم دستور زبان فارسی بود: كه به من نگفت.... .من با هر تویی ما نمی‌شود

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

حسادت می کنم به تو ..! که آسان .. ...که آسوده .. فراموش میکنی ! اما .. ...فراموش نمی شوی

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

عمیق تر از آن است كه به این سادگی پر شود ... حتی به مدد این سی و دو حرف ... تنهایی ام

˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
˙·٠•● U3ef 2KA ●•٠·˙
در میکده

یه متن از پروفایل Sara_S@ که خیلی زیباست : بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن بزن تا اشک چشمانم ، در آمیزند با دیدن ... بزن بر من ، بشوی از تن ، غبار خستگی ها را بزن تا جان بگیرم من ، که بیمارم ز خشکیدن بزن باران که بی تابم از این عشق و پریشانی بزن تا شاید از عشقم ، ببینم عشق و خندیدن بزن تا دل شود سیراب از این عطشانی و هر دم بگوید من شدم آزاد از این ترس و هراسیدن بزن بر آتش عشقم ، خنک کن این دل سوزان که این طوفان بیفزاید ، به شعله های نالیدن بزن ، این عشق پنهانی نشاید در نهان گفتن بزن باران ، بزن بر دل که محتاجم به باریدن ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

دوست و رفیقاااااا!!!اگه گفتین فردا چه خبره؟؟؟

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

میدانم مرا درگیر افکارت نمودی تا دنیایم را به ویرانه ای تبدیل کنی .. و میدانم .. هرشب زمانیکه در تنهایی و سکوتی کشنده فرو میروم .. ... این یاد توست که با هجومی به افکارم مرا به طوفان عشقت میکشاند .. تا همانند مرغی شکسته بال به مسلخ عشق تو آیم ..

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

چه زود از دست می دهیم چیزهایی را که برای به دست آوردن شان ... سال ها...منتظر مانده ایم فنجان دیگری از دستم می افتد بوی قهوه و من دوباره یاد چشم هایی می افتم که قهوه ای نبودند....!

این ارسال را بازنشر کرده است.
سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

بودنت را دوست میدارم وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی به آغوشت سفت مرا می فشاری ... ... و وادارم می کنی که به هیچ کس فکر نکنم جز تو

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

حس غریبی بودی در احوال زندگی ام و من چه کودکانه آشنا می پنداشتمت , کاش میدانستم سکوت نشانه رضایت نیست و یک غریبه همیشه غریبه است

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

هر چه مي گذرد ... سايه ات انگار دارد كوچك و كوچك تر مي شود . هی ! نه ... !! تو از من داري دور مي شوی

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

این روزها ... بُغضم که میگیرد ... سریع دلم هم می گیرد ... چشمانم پر اشک می شود ... و لبانم می لرزد ... آهی از سری دل تنگی از دهانم بیرون می آید ... و نفس عمیقی کشیده می شود ... این روزها زود به زود دلم میگیرد ....

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

گناه نه ! چاره ای نبود... طعم سیب می داد لب هایت طاق زدم بهشت را ، با آغوشت!!

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون
در میکده

چه حس خوبیه، این که تو هستی و عاشق تراز خودم ، پیشم نشستی و عادت می دی منو ، به مهربونیات، تا من نفس نفس ،دیوانه شم برات چه حس خوبیه این که تو با منی اینکه فقط به من لبخند می زنی ...اینکه به فکرمی ، به فکر من فقط هر چی نگات کنم سیر نمی شم ازت...

سحـــر خاتـــون
سحـــر خاتـــون

چقدر بده حس کنی دوباره خاطرات بدت دارن تکرار میشن.