سحـــر خاتـــون
تو که همیشه می شکنی!!!
هر چیزی که دم دستت باشد
حتی دل را!!
این بار
فقط
...بگو
"دوستت دارم"
تا سکوت مبهم بینمان را بشکنی
سحـــر خاتـــون
تقصیر تو نیست مقصر معلم دستور زبان فارسی بود:
كه به من نگفت....
.من با هر تویی ما نمیشود
سحـــر خاتـــون
عمیق تر از آن است كه به این سادگی پر شود ... حتی به مدد این سی و دو حرف ... تنهایی ام
سحـــر خاتـــون
میدانم مرا درگیر افکارت نمودی تا دنیایم را به ویرانه ای تبدیل کنی .. و میدانم .. هرشب زمانیکه در تنهایی و سکوتی کشنده فرو میروم .. ... این یاد توست که با هجومی به افکارم مرا به طوفان عشقت میکشاند .. تا همانند مرغی شکسته بال به مسلخ عشق تو آیم ..
سحـــر خاتـــون
بودنت را دوست میدارم وقتی پنجه در کمرم حلقه میکنی به آغوشت سفت مرا می فشاری ... ... و وادارم می کنی که به هیچ کس فکر نکنم جز تو
سحـــر خاتـــون
حس غریبی بودی در احوال زندگی ام و من چه کودکانه آشنا می پنداشتمت , کاش میدانستم سکوت نشانه رضایت نیست و یک غریبه همیشه غریبه است
سحـــر خاتـــون
هر چه مي گذرد ...
سايه ات انگار دارد كوچك و كوچك تر مي شود .
هی ! نه ... !!
تو از من داري دور مي شوی
سحـــر خاتـــون
این روزها ... بُغضم که میگیرد ... سریع دلم هم می گیرد ... چشمانم پر اشک می شود ... و لبانم می لرزد ... آهی از سری دل تنگی از دهانم بیرون می آید ... و نفس عمیقی کشیده می شود ...
این روزها زود به زود دلم میگیرد ....
سحـــر خاتـــون
گناه نه ! چاره ای نبود... طعم سیب می داد لب هایت طاق زدم بهشت را ، با آغوشت!!
سحـــر خاتـــون
چه حس خوبیه، این که تو هستی و
عاشق تراز خودم ، پیشم نشستی و
عادت می دی منو ، به مهربونیات، تا من نفس نفس ،دیوانه شم برات
چه حس خوبیه این که تو با منی
اینکه فقط به من لبخند می زنی
...اینکه به فکرمی ، به فکر من فقط
هر چی نگات کنم سیر نمی شم ازت...
سحـــر خاتـــون
چقدر بده حس کنی دوباره خاطرات بدت دارن تکرار میشن.