… دلم گرفت از آسمون، هم از زمین هم از زمون تو زندگیم چقدر غمه، دلم گرفته از همه ای روزگار لعنتی، تلخه بهت هر چی بگم من به زمین و آسمون دست رفاقت نمی دم . . .
گرم و خاموش کنارم بنشین...تو سراپا سخنی...در سکوت تو جهانی خفته است...چشم از چشم من خسته مدار...غم سنگین دلم را تو فقط می دانی...که تو در جان منی...و تو همزاد منی...تو پرستوی بهارانم باش...از دلم کوچ مکن...که دلم مست بهار است...
همیــــــن الان....توو همین لحظه...تنها چیزی که میتونست خوشحالم کنه و منتظرش بودم خود خود خودت بودی...نمیدونی وقتی اس ام استو خوندم چقد ذوق کردم...تمام گوشیم جای رژ لبم افتاد انقد ماچش کردم!!!