کوه یخ
باور کن دیدن هر بامداد اتفاق سادهای نیست خوشایند است و تکرار ناپذیر گنجشکها بیخود شلوغش نمیکنند!!
کوه یخ
بیه...بیه...بیه... [استفاده از روشهای سنتی برای آمدن روز خوب]
کوه یخ
تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم باز نه زخمهای من خوب میشود نه زخمهای تو ...
کوه یخ
دو تا جوجه رنگی خریده بودم داشتن همچین پروار میشدن. اما نامردا دیشب یکیشو از تو کوچه زدن ! دلم شکست ! سردار ! ...! مرغ دزدی داره بیداد میکنه !
کوه یخ
غضنفر میره ثبت احوال میگه یه شناسنامه واسه بچه ام میخوام ! میگن اسمش چیه ؟ میگه “شورلت” میگن اینکه اسم ماشینه یه اسم بزار که به نام پدر و مادر بیاد . میگه خب به اسم ما میاد دیگه من “بیوک” آقا هستم . همسرم هم “خاور” خانوم !!
کوه یخ
اگه باور داشته باشیم که مادر سرچشمه محبت من باید به خودم حق بدم اینقدر خشک باشم
کوه یخ
- سخت ترین مرحله در درمان و ترک بیشعوری، همان مرحله نخست است؛ یعنی پذیرفتن بیشعور بودن...!
کوه یخ
دیگه خسته شدم از بازی در این نقشی که از بچگی بهم سپردن اخه چرا همه لذتها باید برای نقش منفیه باشه