دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Setareh
زن - مجرد

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(38 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Setareh
Setareh

مثل كشیدن كبریت در باد دیدنت دشوار است من كه به معجزه ی عشق ایمان دارم می كشم آخرین دانه ی كبریتم را در باد هر چه بــــــادا بــــــــــاد!

Setareh
Setareh

دوست داشتن یک نوع باوره، خوش به حال آن باوری که صادقانه باشد.

Setareh
Setareh

همیشه از خوبی‌های آدم‌ها برای خودت دیوار بساز. پس هر وقت در حق تو بدی کردند ، فقط یک آجر از دیوار بردار ! بی‌انصا[!]ت اگر دیوار خراب کنی

Setareh
Setareh

عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی "فهمیدن و اندیشیدن "نیست دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد

Setareh
Setareh

عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد

Setareh
Setareh

آیا می‌دانید!؟ در بازی ورق، شاه اسپیک نماد دیوید(پادشاه بابل)، شاه دل نماد شارلز(پادشاه فرانسه)، شاه خشت نماد سزار(پادشاه رم) و شاه گشنیز نماد الکساندر(پادشاه مقدونیه) است

Setareh
Setareh

✿ツ چــــه ســـــاده لـــــوحـــانـــه ، بــــال بـــال زَدن هــــایَتــــ ، میــــان بـــازوانَــــم را بـــاور کَــــرده بــــودَم ! نمیــــدانستَــــم تمــــرین ِ پَــــریـــدن ، بـــــه هَــــوای دیگَـــــریستـــــ ...! ✿ツ

Setareh
Setareh

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی ... پیر شده وقتی داره صورتشو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی .... پیر شده وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچی نمیگه.... و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو بود دلت....میخواد.....بمیری

Setareh
Setareh

ما تماشاچیانی هستیم که پشت درهای بسته مانده ایم ! دیر آمدیم ! خیلی دیر ..... پس به ناچار حدس می زنیم شرط می بندیم شک می کنیم .... و آن سوتر در صحنه بازی به گونه یی دیگر در جریان است !

Setareh
Setareh

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت سرها در گریبان است. کسی سربر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را نگه جز پیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است وگر دست محبت سوی کس یازی به اکراه آورد دست از بغل بیرون که سرما سخت سوزان است نفس کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک چو دیوار ایستد در پیش چشمانت نفس کاین است پس دیگر چه داری چشم زچشم دوستان دور یا نزدیک مسیحای جوان مرد من ای ترسای پیر پیرهن چرکین هوا بس ناحوانمردانه سرد است...آی... دمت گرم و سرت خوش باد سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای! منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم منم من سنگ تیپا خورده رنجور منم دشنام پست آفرینش نغمه ناجور نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم بیا بگشای در بگشای دلتنگم حریفا میزبانا میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد تگرگی نیست مرگی نیست صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است من امشب آمدستم وام بگذارم حسابت را کنار جام بگذارم چه می گویی که بیگه شد سحر شد بامداد آمد فریبت می دهد برآسمان این سرخی بعد از سحرگه

Setareh
Setareh

کــــــاش عیـدي هم بود كه در آن ، به جاي گوسفندان گـــــرگهــــــــا را قـــــربانی میکردند ...!!

Setareh
Setareh

دوستت دارم”تکیه کلام تو بود ،من بی جهت به آن تکیه داده بودم…!!!

Setareh
Setareh

خیال کردی..رفتی و تمام ؟؟..پریدی و خلاص !؟........من که هرگز کوتاه نمی آیم...می بینی !!!..تا ابد..دهانت از شعر های عاشقانه من سرویس است....!!!!

Setareh
Setareh

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند

Setareh
Setareh

جهنم جاییست که تنها وسیله گرم کردن پاهای یخ زدۀ یک دختر بچه ،اگزوز ماشین است