ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
حالا که آزادی ها بیشتر شده, حالا که پدر مادرا اسم دوست دختر,دوست پسرای بچه هاشون رو گذاشتن نامزد! حالا که خونواده ها برای نجات پسراشون از فساد و نجات دختراشون از بی شوهری خیلی اجازه ها به بچه هاشون میدن انگار دیگه هیچکس عاشق نمیشه ... همه برای فرار از تنهایی,کم نیاوردن,چشم و هم چشمی یا دلایل نامعلوم دیگه فقط از یک رابطه ناتمام به یه رابطه ناموفق دیگه میرن و داستان این روابط دو روزه رو توی تک جمله های تلخ روی دیوارهای دنیای مجازیشون فریاد می زنن انصافا" همون یواشکی ها بهتر نبودن؟
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
وای از نـیمـه شبـی کـه بیـدار شـوم تـو را بـخواهـم و خـودم را در آغـوش دیـگری بیـابم…!
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
وقتی چترت خداست بگذار ابر سرنوشت هرچه میخواهد ببارد
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
خدایا حكمت قدمهایی را كه برایم بر میداری آشكار كن تا درهایی را كه به سویم میگشایی ندانسته نبندم و درهاییكه به رویم میبندی به اصرار نگشایم
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
ما بخار شيشه ايم نازمون كني اشكمون درمياد چه برسه فراموشمون كنی
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم؛ و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم برای عشق بازی تو با دیگری
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
رفاقت ايستادن زير باران و با هم خيس شدن نيست ،رفاقت آن است كه يكي براي ديگري چتر شود و ديگري نفهمد كه چرا خيس نشد
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
چقدر پدال دوچرخه دونفره دوستیمون سفت شده ! حالا یا من خسته شدم یا شیب زیاد شده
یا شایدم تو دیگه رکاب نمیزنی
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
از شب پرسيدم چه بنويسم براي كسي كه دوستش دارم ؟ بنویسم دوستش دارم ؟ گفت : پـَـــ نــه پـَـــ گور باباش بگير بخواب
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
یادتان باشد عشق بعدی را قبل از مصرف ، خوب تکانش بدهید تا خاطراتش بریزد
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
به خاطر ترس از دست دادن تو هیچ وقت از داشتنت لذت نبردم
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
آنشرلي هم نشديم يکي ازمون بپرسه.. . آنه..! تکرار غريبانه روزهايت چگونه گذشت..؟؟ D: ۰ . هـِــــــــــــــــي روزگار
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
چه تقابل نابرابرانه ای است ؛ تو به منی که دوستت دارم ، اعتماد نداری ... اما من به تویی که دوستم نداری ، اعتماد دارم
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
سهراب گفتی چشم هارا باید جور دیگر باید دید......چشم هارا شستم..جور دیگر هم دیدم........ولی هیچ چیز فرقی نکرد
ღ♥ღ Sayeh ღ♥ღ
به سلامتی اونایی که تو این هوای دو نفره با تنهاییشون قدم میزنن