ѕнιмα
ما نسلی هستیم که حرفهای دلمان را نزدیم،تایپ کردیم!
ѕнιмα
خوابیده بودم....... کابوس می دیدم... از خواب بلند شدم تا به آغوشت پناه ببرم... افسوس... یادم رفته بود که از نبودنت به خواب پناه برده بودم...
ѕнιмα
دلم خیلی واسه اول دبستانم تنگ شده وقتی تنها گوشه حیاط مدرسه وایسادی یه نفر میاد و میگه با من دوست میشی ؟ ..
ѕнιмα
سهراب! گفتی چشمها را باید شست! شستم ولی... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم ولی... گفتی زیر باران باید رفت! رفتم ولی... او نه چشمهای خیس و شسته ام را، نه نگاه دیگرم را، هیچکدام را ندید. فقط زیر باران باطعنه ای خندید و گفت: دیوانه باران ندیده!
ѕнιмα
وقتي به دنيا آمدم درون گوشم اذان گفتند وقتي مي ميرم برايم نماز مي خوانند.زندگي چقدر کوتاه است فاصله ي بین اذان تا نماز......
ѕнιмα
احساس آرامشی که در "خفه شو" میباشد را هیچ گاه نمیتوان در "عزیزم لطفا صحبت نکن" یافت......
ѕнιмα
مــیان میــرن میگـــذرن روزایِ سختِ زندگـــی.. غـــم ِ شان را مخور !!