╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
غروب که می شود گره گره دلواپسیم را به آسمان می بندم باید راهی باشد که به "تو " برسم!!!
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی. چقدر هم تنها! خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی. دچار یعنی عاشق. و فکر کن که چه تنهاست اگرکه ماهی کوچک دچارابی دریای بیکران باشد.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و آنقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
ایناکه بایه شکشت عشقی افسرده میشن ودست به خودکشی میزنن، اون دنیا وقتی ببینن که درمقابل خالق زیبا شکست عشقی خوردن وخودکشی هم وجودنداره چکارمیکنن؟ بهتره عشقای پوچ روول کردوتافرصت هست عاشق خداشد.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
من زنم نگاه به صدا و بدن ظریفم نکن اگر بخواهم تمام هویت مردانه ات را به آتش خواهم کشید!!....
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
هیچ کس همراهم نیست تنهای اول.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
دیروز خواب دیدم با یه دسته گل اومده بودی به دیدنم, بایه نگاه مهربون, همون نگاهی که سالهاآرزوشوداشتم گریه کردی و گفتی دلت برام تنگ شده, ولی من فقط نگات میکردم وقتی رفتی... سنگ قبرم از اشکت خیس شده بود.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
تو گندم آوردی، گناه آسون شد... گناه آدم ها، یه لقمه ی نون شد...
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
تو عمرم مسکنی به قدرت و کارایی کتابای درسیم ندیدم.. لامصب گاو بی هوش میکنه
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
کاش میدانستی وقتی که میرفتی دار وندارم بود که میرفت و وقتی حتی بر نگشتب پشت سرت را نگاه کنی من هم دیگر به خودم نگاه نکردم
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
پدر به كودكش گفت اين هزار تا چسب زخم رو بفروش تا برات كفش بخرم. كودك با خودش فكر كرد يعني بايد آرزو كنم هزار نفر يه جاشون زخم شه تا من بتونم كفش نو بخرم؟؟؟ ولش كن همين خوبه. به سلامتي قلب پاك و مهربونش.
╮☆╰ℳõõηℓįğђţ╮☆╰
ﮐﻮﺩﮐﯽ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﻑ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻭﯾﺘﺮﯾﻦ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ، ﻋﺎﺑﺮﻯ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﯾﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﮐﻔﺶ ﻭ ﻟﺒﺎﺱ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﻮﺩﮎ ﮔﻔﺖ: ﺷﻤﺎ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﯿﺪ؟ ﻋﺎﺑﺮ ﮔﻔﺖ ﻧﻪ ﻣﻦ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﻢ