آقا پسر
به من میگفت قرار مثل قبل بشه خدا کنه راست گفته باشه
آقا پسر
همه مرا به خنده های با صدا می شناسند ، این بالش بیچاره ، به گریه های بی صدا !
آقا پسر
ارزش این همه اصرار رو داره؟
آقا پسر
یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم گر چه در خود شکستیم صدایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروبایی نکنیم
آقا پسر
چگونه دست دلم را بگیرم ودر کنار دلتنگیهایم قدم بزنم در این خیابان که پر از چراغ و چشمک ماشینهاست …نه آقایان: مسیر من با شما یکی نیست از سرعت خود نکاهید من آداب دلبری را نمی دانم
آقا پسر
خداوندا ، جای سوره ای به نام “عشق” در قرآن تو خالیست که اینگونه آغاز شود : و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت
آقا پسر
اي اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بيمار من ، اي غم ، تو هم لذت ببر از اين همه آزار من
آقا پسر
هيچ کس تنهائيم را حس نکرد ، برکه طوفانيم را حس نکرد ، او که سامان غزل هايم از اوست ، بي سر و سامانيم را حس نکرد . . .
آقا پسر
دلم بچگی میخواهد ! جلوی کدام مغازه پا بکوبم تا برایم آرامش بخرند ؟
آقا پسر
دلگیر نباش ! تقصیر از خودت بود ! دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزو ها را .
آقا پسر
تنهایی یعنی این که کسی رو نداشته باشی که منتظرت باشه کسی که به خاطرش بخوای پیشرفت کنی،تنهایی یعنی این،یعنی تو چش باشی و هیچوقت دیده نشی