(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
گاهی احساس را به بهانه ی آزادیش باید کشت...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
چه لذتي بالاتر از اينكه "اسمت" قسم راست يك نفر باشد!..
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
سکوتـــــــــــــ … و دیگر هیچ نمی گویم …! که این بزرگترین اعتراض دل من است به تو … سکوت را دوستـــــــــ دارم به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
خطا از من است، می دانم. از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد" اما به دیگران هم دلسپرده ام. از من که سالهاست گفته ام "ایاک نستعین" اما به دیگران هم تکیه کرده ام. اما رهایم نکن...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
نگاهت هر قدر هم که دور باشد آرامم میکند و آوایی آمدنت را در گوشم زمزمه . . . چقدر رسیدنت را دوست دارم . . . آغوشم در ازدحامِ سرمای تنهایی تنها برای “تو” هنوز گرم است . . .
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
شاید این روزا بدترین روزای ما باشه... اما نباید یادمون بره که از اینم می تونست بدتر باشه : )
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو!!!!!!!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
بعضی ها خرشون از پل گذشته٬ بعضی ها خرشون داره از پل می گذره. بعضی ها دارن خرشونو راضی می کنن که بره رو پل!! بعضی ها هم اصلا خر ندارن. بعضی ها هم خر دارن ولی نمی دونن پل کدوم طرفیه !
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دل درد گرفته ام از بـس فنـجان های قهوه را سر کـشـیده ام،و تو . . .ته هیـچـکدام نـبـودی
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
گاهی حتی جرات نمیکنم پشت سرم رانگاه کنم که ببینم جام خالیه یانه ..
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
اون دوره گذشت كه عشق و عاشقى برايم رنگى داشت...ياد گرفتم...دستانم اين بار كه يخ كرد...ديگر دستانت را نگيرم...! آستين هايم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند...!!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
غلط است این تفکر که بپنداریم زندگی میگذرد ،،، زندگی می ماند ،،، من و تو میگذریم !
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دستم به "تو" که نمی رسد فقط حریف واژه ها می شوم ... گاهی... هوس می کنم... تمام کاغذهای سفید روی میز را... از نام" تو "پرکنم … تنگاتنگ هم... بی هیچ فاصله ای ... از بس ... که خالی ام از "تو" … از بس... که "تو" را کم دارم … آخر مگرکاغذ هم، زندگی می شود ؟