(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
آرامش........... دورقم آخر شمارت؟
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
آرایشگری.....قورمه سبزی یا پیتزا؟
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دانشگاهــ....قورمه سبزی یا پیتزا؟
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
بچه که بودم فکر میکردم زمان شاه همه جا سیاه سفید بوده
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
مردم عوض شدن، زمونه عوض شده، میدونی؟ این روزها، وقتی با یه نفر دست میدی، بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
می گویند عشق آنست که به او نرسی و من می دانم چرا …! زیرا در روزگار من، کسی نیست که زنانه عاشق شود و مردانه بایستد…
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
حکایت کنگر خوردن و لنگر انداختن است ، حضور خاطراتت در وجود من …
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دوستت دارم ، رازیست که در میان حنجره ام دق میکند ، وقتی که نیستی .
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
ﺗﻮ ﺟﺎﺩﻩ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﺮﯼ ﺑﻌﺪ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺯﺩﻩ " ﺧﻄﺮ ﺭﯾﺰﺵ ﮐﻮﻩ " ﺧﻮ ﺍﻻﻥ ﺩﻗﯿﻘﺎ ﭼﯽ ﮐﺎﺭ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﮑﻨﯿﻢ؟ ﺑﺮﯾﻢ؟ ... ﻧﺮﯾﻢ؟ ... ﭼﺮﺍﻍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺑﺮﯾﻢ؟ ... ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﯿﻢ ﻫﻞ ﺑﺪﯾﻢ؟ ... ... ﺯﻧﮓ ﺑﺰﻧﯿﻢ ﺭﺍﻩ ﻭ ﺗﺮﺍﺑﺮﯼ؟ ... ﻓﺤﺶ ﺑﺪﯾﻢ؟ ... ﺗُـــﻒ ﮐﻨﯿﻢ؟ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩ ﺧﻮ !!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
دست دلم تکیه گاه میخواهد از جنس آغوش تو برای نشکستنــ........
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
آنکـه واقعـا تـو را دوستـ دارد ...! به سـاز آرام ، بـودنتـ کفـایت می کنـد و هرگـز از تـو نمیخواهـد رقاصه سازهـایش باشـی...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
تو را من “تو” کردم وگرنه “او” هم زيادت است پس اينقدر برايم ،شما,شما نکن ....
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
چه صادقانه رفتی... به گمانم این تنها "نا دروغ"' تو بود!