(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
چه سخت هر روز " تو " باشی و " من "؛؛ بی آنکه " ما " باشیم ...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﻫﺎ ﻣﺎﻥ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ !!! ...... ﻳﻮﺍﺷﮑﻲ ﺣﺮﻑ ﺯﺩﻥ ﺷﺒﻮﻧﻪ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ!! ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻮﺳﻪ ﻫﺎﻱ ﭘﺸﺖ ﮔﻮﺷﻲ!! ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﮔﻔﺘﻦ "ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!"
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
برایم تعریف کن ..... هرگز فراموش نشدن چه حالی دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
این روز ها... بـﮧ هـر مـردے بـخـواهـے تـكـیـﮧ كـنـے ... بـایـد جـسـمـتـ را بـﮧ او هـدیـﮧ كـنـے ... طـعـمـش را كـﮧ چـشـیـ ـد مـثـل آدامـس تـفـ مـے كـنـد كـفـ ِ زمـیـن ... ... بـاز مـے چـسـبـے تـﮧ كـفـش عـابـرے عـاشـق پـیـشـﮧ ... از دلـتـ كـﮧ خـبـر نـدارنـد ... نـنـگـ ِ هـ.رزگـ.ـے مـے بـنـدنـد ..
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
تو فقط با من باش
من قول میدهم با خودم هم قطع رابطه کنم !
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
هرچه دلم را خالی میکنم باز پر میشود از تو ، چ برکتی دارد دوست داشتنت .............................
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
اگــر بـه کسـی محبـت کرده ایـد ، تنهـایـش نـذاریـد... بخــدا دیـوانــه میـشـود..!!!
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
مَــرد میـــخواهد . . . . خـــــاطره ها را بــــدون اشــــک مــــرور کـــردن ...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
همه میگن شبای دلتنگی... من میگم شب وروز دلتنگی.....
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
مـــاهٍ مــــن نمـــازٍ آیـــات میخــــوانم وقتــــی گــــرفته ای...
(جولیا پندلتـون) ♥ Feri
جبر........ مفهوم عجیبی است، بگذار جور دیگر معنایش کنم. قاب عکس با میخ قرداد بست؛ سال ها گذشت... و در آن روز که خورشید داشت دعوای نسیم و پرده را گرم میکرد... قاب عکس بی هیچ تکانی افتاد و من باورم شد نه تو سنگدل شده ای و نه عشق به پایان میرسد... فقط سرنوشت یک قانون است.