TNA
می شنوی ؟ دیگر صدای نفسم نمی آید ، به دار کشیده مرا بغض نبودنت !
TNA
حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارم که هیچکی بهش “تـــــــوجـــــــه” نمیکنه ! . . آرزویش برای من ، شیرینیش برای دیگری … این است سهم من زندگی !
TNA
چقدر میتوان تحمل کرد نبودنت را ؟ نداشتنت را ؟ ندیدنت را ؟ نخواستنت را ؟
TNA
تکلیفم روشن شد ؛ خاموش میشوم شیرینم … فرهاد وار اینبار باید به جای کوه ، دل بکنم !
TNA
شیشه های خانه ها را دستور دادند دوجداره باشد ، دیگر وقتی باران می بارد صدایش شنیده نمی شود … یاد اشکهای بی صدای خودم افتادم !
TNA
خنده های زورکی ام را باور نکنید من بدون گریه میمیرم …
TNA
دلم دیگر به زندگی گرم نیست مادر میگوید : باید کمی به خودت برسی ! اما چگونه ؟ وقتی از هر طرف میروم به تو میرسم ؟!
TNA
کوچک که بودم کشتی هایم که غرق می شد سریع برگی از دفتر مشقم می کندم و دوباره یکی عین آن را می ساختم ! حالا ولی روزهاست که کشتی هایم غرق شده و تنها در حسرت آنم که چرا دیگر دفتر مشقی ندارم ؟!
TNA
هوا بارانی ست ولی شیشه ؛ چرا بخار نمیگیری ؟ نترس ؛ رفت … دیگر اسمش را رویت نمی نویسم !