یـ ـک آدمـ ـ
رفت ؛ به سادگی ِ یک لبخند . رهایم گذاشت میان ِ همه زجه هایم . مرا جدا کرد از خود ؛ مرا گذاشت کنار ِ عاشقانه هایی که برای بی مخاطب بودنم مرا به تمسخر گرفت ؛ درست در میان ِ سوز ُ سرما ؛ خوبی اش این بود که رمستان بود. لرزیدم ولی ، برای کسی لرزشم ملموس نبود ؛ مرا کنار من گذاشتُ رفت . !
یـ ـک آدمـ ـ
ملودی آرام بود ... « دیدگاه »
یـ ـک آدمـ ـ
شهر پر از رفت آمد آدم هاست ... « دیدگاه »