بانوی مشرقی
“هو السمیع دعــایــم کــن!چشــمان ِ تــو، گــل ِ آفــتابــگرداننــد! بــه هــر کجــا کــه نگــاه کنــی،خــدا آنجــاســت! شاعر: حسین پناهی
بانوی مشرقی
گفت: حالت را نمی پرسم چون می دانم خوبی، ... عکس هایت همه با لبخندند !! ... . . . . . . . . نمی دانست عکاس که می گوید سیب، من یاد حماقت آدم و حوا می افتم ...
بانوی مشرقی
چشم مانند یک قطعه پیچیده ای از مهندسی است و برخی بر این باورند که این ثابت می کند که خدا در واقع وجود دارد. وقتی عکاس این اثر زیبا از روی بی حوصلگی به سمت سینک ظرفشوئی می رود که از تخلیه آن عکس بگیرد باورش نمی شد که بعد از ظاهر کردن این عکس با یک چشم روبرو شود که به او نگاه می کند.
بانوی مشرقی
• هرجا رو کند آنجا خوش است گر به دریا افکند دریا خوش است گر بسوزاند در آتش دلکش است ای خوشا آن دل که در این آتش است تا بینی عشق را ایینه وار ... عشق
بانوی مشرقی
من ناز ترم یا این گلها ؟؟؟خوب بگید دیگه
بانوی مشرقی
می پسندم پاییز را ! که معافم می کند ؛ از پنهان کردن دردی که ، در صدایم می پیچد ! اشکی که در نگاهم می چرخد ! آخر همه می دانند ؛ سرما خورده ام
بانوی مشرقی
می ستایم دخترکی را که تن فروشی نمی کند و هنر می فروشد خواهر هنرمندم پلک چشم من همیشه حجاب توست
بانوی مشرقی
برای انسانهای بزرگ بن بستی وجود ندارد چون بر این باورند که یا راهی خواهم یافت ، یا راهی خواهم ساخت ...
بانوی مشرقی
تا حالا دقت کردی !!!! خدا چند بار دستمونو گرفته ؟؟؟؟؟؟ در حالی که میتونست مچمونو بگیره !!!!!