#زن-اسفندی ،پیچیده ترین موجود دنیاست... به شیرینی به شما لبخند میزند،آن زمان که اصلا انتظارش را ندارید و به یک فحش آبدار راضی هستید. با خودتان میگوییدخدایا! خواب نیستم؟دست شما را به گرمی میفشارد و همراهیتان میکند، آن زمان که منتظر یک دعوای حسابی و قهر بعدش هستید و خوب میدانید که چه غلطی کرده اید! و با خودتان میگویید: خدایا!بیدارم؟ستایشتان میکندو شما را به اوج میبرد، به بلندترین جایی که میتوانید برسید، مثلا بالای برج میلاد! و از آن پایین تحسینتان میکند. شما برنده باشید، او برنده ست! با خودتان میگویید : خدایا! نمیخواهم بیدار شوم! زن اسفندی، بعد ار هر ترک قلبش، باز هم فرصتی دوباره به شما میدهد. برای خوبتر شدن.... و شما باز هم اشتباه میکنیدو باز هم و باز هم... با خودتان میگویید او متوجه نیست. وگرنه رفتارش اینگونه نبود! فرشته نیست که! و ادامه میدهید... وقتی ترکهای قلب زن اسفندی ،قلبش را شکست، دیگر لبخندی در کار نیست، شما خواب نیستید! زیر نگاه شماتت بارش دارید عذاب میکشید! دست سردش،دستتان را نمیفشرد!آری! شما بیدارید؟ اما هنوز در بلندای برج ایستاده اید. بیدار شوید لطفا! (ادامه دردیدگاه)
آهای کافـﮧ چی :
در این روزهاے پر رفت و بی آمد
ندیدی عزیزی را کـﮧ تمام ِ تلاشش در رفتـטּ بود و نماندטּ ؟
این آخرے ها خبر دیدنش را در کافـﮧ اے بـﮧ مـטּ دادند ؛
اگر رفتـﮧ کـﮧ هیچ
اگر باز هم آمد تو قهوه ای تلخ تر از تمامی تلخ ها بـﮧ حساب مـטּ برایش بریز ,
اگر از تلخی اش گلـﮧ و شکایتی کرد بگو :
فلانی گفت :
این تلخی در برابر رفتنت هیچ است .
بگو : کـﮧ فلانی در بـﮧ در این کافه بـﮧ آטּ کافه در پی تو بود بی انصاف !
آهای کافـﮧ چی حواست با مـטּ است ؟
آمـבنـב " פֿـرماטּ " ڪننـב ..

13 سال و 1 روز و 9 ساعت و 45 دقيقه قبل" گرگ " شـבیم ...!!!