دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Yaa Ser
مرد - مجرد

دنبال‌شدگان

دنبال‌کنندگان

(31 کاربر)

گروه‌ها

بازدید

Yaa Ser
Yaa Ser

تو شهربازی بودیم بلوتوثمو روشن کردم دیدم یه عالمه شماره اومد به یکیشون که اسمشو نوشته بود یاشار پیام دادم: منم دوستت دارم عزیزم طرف زنگ زد جواب ندادم پیام داد: تو کدوم یکیشونی فهمیدم منو با یکی دیگه اشتباه گرفته گفتم همونیکه داشتی با چشمات میخوردیش چندتا سوال پرسید منم از خودش اطلاعات میگرفتم و جوابشو میدادم مثلا میگفت چندسالته گفتم هنوز یاد نگرفتی سن خانومارو نپرسی. به نظرت چند بهم میخوره گفت 23 گفتم نه 21 سالمه خلاصه نزدیک یک ساعت پیام میداد منم جوابشو میدادم دیگه اخرشب بود حوصلشو نداشتم گفتم شارژم تموم شد شب بخیر. یدفه دیدم دوتومن شارژ به خطم انتقال داده و نوشته ببخشید اگه کمه عزیزم شب گذشت فرداش منم سرم شلوغ بود و هزارتا کار داشتم. اینم بدجور پیله کرده بود. هرچی بهش میگم به پیر به پیغمبر من پسرم مگه باور میکنه! حتی باهاش صحبت کردم میگفت نه تو خودش نیستی گوشیرو بده به خودش گفتم پسر عمو بخدا من خودم داشتم جوابتو میدادم شمارتو از رو بلوتوثت برداشتم گفت: من کار ندارم اصلا پسر باش. اونیکه دیشب با من حرف میزد هرکی هست من دوسش دارم . . . حالا بیا درستش کن ...!!!!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Yaa Ser
Yaa Ser

تو رابطه ای که... زنگ نزنی از عشقت بپرسی کجا میری... بهت زنگ نزنه بگه زود برو خونه... رسیدی زنگ بزن.... روزی چندبار زنگ نزنین... ... جلوی آشناهادستت و سفت تر نگیره... نگه فقط پنج دیقه بیا جلودر ببینمت و برم.... نبرتت زیربارون قدم بزنین.... تو برفابرف بازی نکنین... باهم دیوونه بازی نکنین... باهم خاطره نسازین.. باهم پاستیل و لواشک وبستنی نخورین... توی بشقاب غذا نخورین.... این اصن رابطه نیست... همیشه مزش به همیناس. الان عشق من کوو؟ عشقم بیا بریم لواشک بخوریم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Yaa Ser
Yaa Ser

شماها نمیدونید واسه عشق یکی مُردن یعنی چی ؟؟ . . . . ... . . . . . . مَنم نِمیدونم فقط اونایی که مُردن میدونن .. روحشون شاد !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
Yaa Ser
Yaa Ser

ﺟﺰﻭﻩ ﺍﻣﺘﺤﺎﻧﯽ ﭼﯿﺴﺖ؟؟؟؟ . . . . . . . . . . . . . . . . . ﺟﺴﻤﯽ ﺍﺳﺖ ﺳﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﻤﺎﺱ ﺑﺎ ﺩﺳﺖ ﯾﺎ ﺣﺘﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﺮﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﻤﮑﻦ، ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﯽ ﻋﻤﯿﻖ ﻓﺮﻭ ﻣﯿﺒﺮﺩ !!!!!!!

Yaa Ser
Yaa Ser

از یه اســـب میپرسن چرا هرکس تو رومیبینه سوارت میـــشه؟ اون اســـب جواب نداد، سرشـــو انداخت پاییـــن و هیچی نگفت... میدونیـــد چرا ؟؟؟ . . . . . . . . . . . چون اسبا نمیتونـــن حرف بزنن ! نه واقعا انتظار داشتی اسبها حرف هم بزنن ؟؟؟ لابد دانشجو هم هستـــی !

Yaa Ser
Yaa Ser

ﺯﻥ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﺗﻮﯼ ﺗﺨﺖ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻭﺍﺭﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﺷﺪ !ﺯﻥ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﭘﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻭﺍﯾﺴﺎ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻋﺠﻠﻪ ﺑﻪ ﺑﺪﻧﺶ ﺍﺳﭙﺮﯼ ﺭﻧﮓ ﭘﺎﺷﯿﺪ ﻭ ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺖ : ﺍﺯ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺗﮑﻮﻥ ﻧﺨﻮﺭ ﺗﺎ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ! ﺗﻮ ﻣﺜﻼ ﻣﺠﺴﻤﻪﺍﯼ ! ﻭﻗﺘﯽ ﺷﻮﻫﺮ ﺯﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺷﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ : ﺍﯾﻦ ﭼﯿﻪ ؟ ﺯﻥ : ﺍُﻩ ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺍﺳﺖ ! ﺧﺎﻧﻢ ﺍﺳﻤﯿﺖ ﯾﮑﯽ ﻣﺜﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺷﺖ ؛ ﻣﻨﻢ ﺧﻮﺷﻢ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﯾﮑﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺧﺮﯾﺪﻡ ! ﺷﻮﻫﺮ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﮕﻔﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ! ﺳﺎﻋﺖ 2 ﺻﺒﺢ ﺷﻮﻫﺮ ﺍﺯ ﺗﺨﺖ ﺩﺭﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺁﺷﭙﺰﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺳﺎﻧﺪﻭﯾﭻ ﻭ ﯾﻪ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺑﺠﻮ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ! ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﮔﻔﺖ : ﺑﯿﺎ ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺑﮕﯿﺮ، ﺑﺨﻮﺭ . ﻣﯿﻔﻬﻤﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮑﺸﯽ ! ﺧﻮﺩ ﻣﻦ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﯽ ﺣﺮﮐﺖ ﺗﻮﯼ ﺧﻮﻧﻪ ﯼ ﺍﺳﻤﯿﺖ ﺑﺎﯾﺴﺘﻢ ؛ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﻫﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﺪﺍﺩ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ ... !

Yaa Ser
Yaa Ser

دیروز کلاسم تموم شد اومدم سوار ماشین شم دیدم 2 تا از دخترای دانشگاه پیش ماشینم وایستادن یکیشون داره تو آینه نگاه میکنه آرایششو درست میکنه ، یه ذره اونورتر وایستادم دیدم یه دفه دوستش منو دید گفت مهسا ماشینو که پارک کردی حالا بیا بریم دیگه!!! مهسا دست کرد تو کیفشو گفت باشه فقط نمیدونم سوئیچ رو کجا گذاشتم!!! من داشتم شاخ در میاوردم عجب فیلمی بازی میکردن، دزدگیر ماشینو زدم رفتم سوار شدم دیدم هردوتاشون قرمز شدن دارن میرن گفتم مهسا خانم کارم که تموم شد ماشینتونو میارم میزارم سر جاش

Yaa Ser
Yaa Ser

هیچ وقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون. بعدش پشیمون شد گفت آخه بچه‌ها شما چرا اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون. شما مث بچه‌ای خودم میمونید. حالا برید اون دوستمون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو. آقا پسره اومد تو، معلمه بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت. چرا آخه. ها. چرا آخه. یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن ، پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد... ما هم مونده بودیم بخندیم یا لخت شیم سینه بزنیم ؛ با یه همچین معلمایی بزرگ شدیم

Yaa Ser
Yaa Ser

قابل توجه دخترا: . . . . .همىشه پاى مردى بشىنىن که رژ لبتونو خراب کنه ن رىملتونو,,,

این ارسال را بازنشر کرده است.
Yaa Ser
Yaa Ser

ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ .… ﯾﺎ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺪﺍﺭﻡ ! ﻧﻪ .… ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ : ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ ؛ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﻣﺸﮑﻠﯽ ﺭﺍ ﺣﻞ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ ، ﺗﻨﻬﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﺘﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﺪ …

Yaa Ser
Yaa Ser

من همیشه بچگیام دوس داشتم وقتی گریه میکردم بغلم کنن بگن هیشش مامی ایز هیر، مامی لاوز یو . . . . . اما خب متاسفانه اکثر مواقع با دمپایی ابری خیس میکوبیدن تو دهنمو میگفتن خفه خون بگیر لامصب تا ندادم نونه خشکی ببرتت پدر سگ

Yaa Ser
Yaa Ser

مدرسه دخترونه: ناظم : دخترا آخر هفته قراره میریم اردو بچه ها : وای اخ جووووووووووووووون اردو بچه ها من چیپس میارم با کلوچه و پاستیل ساناز جون تو هم دوربین بیار عکس بندازیم اونجا ... مدرسه پسرونه: ناظم : بچه ها آخر هفته میریم اردو بچه ها : اقا هر کی طلبه ویسکیه همین الان دنگش رو بده. ممد قلیون که به راهه ؟ اکبر تو هم با خودت سیخ بیار یه جوجه کباب مشتی بزنیم آی آی گفتی بعدشم یه نخ وینستون می چسبه )

Yaa Ser
Yaa Ser

دﺧﺘﺮﺍﻳﻲ ﮐﻪ ﻣﻴﺎﻳﻦ ﺳﻴﻨﻤﺎ ﺧﻮﺍﻫﺸﻦ . . . . . . . . . .. . . . . . . . . . . . . ﺍﻭﻥ ﮔﻨﺒﺪ ﻭ ﺑﺎﺭﮔﺎﻩ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺳﺮﺗﻮﻥ ﺑﺮﺩﺍﺭﻳﻦ ﺑﺘﻮﻧﻴﻢ ﻓﻴﻠﻤﻮ ﺑﺒﻴﻨﻴﻢ ..

Yaa Ser
943414_623107601050632_794769919_n.jpg Yaa Ser

اینام از لاکپشت نینجا در واقعیت

Yaa Ser
Yaa Ser

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند ... ... لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان